امشب قمر اینجاست

از کوری چشم فلک امشب قمر این جاست
آری قمر امشب به خدا تا سحر این جاست
آهسته به گوش فلک از بنده بگویید
چشمت ندود این همه ، امشب قمر این جاست
آری قمر آن قمری خوش خوان طبیعت
آن نغمه سرا بلبل باغ هنر این جاست
شمعی که به سویش من ِ جانسوخته از شوق
پروانه صفت باز کنم بال و پر این جاست
تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم
یک دسته چو من عاشق بی پا و سر این جاست
مهمان عزیزی که پی دیدن رویش
همسایه همی سر کشد از بام و در این جاست
ساز خوش و آواز خوش و باده ی دلکش
ای بی خبر آخر چه نشستی ؟ خبر این جاست !
![]()
آسایش امروزه شده درد ِ سر ِ ما
امشب دگر آسایش بی درد ِ سر این جاست
ای عاشق روی قمر ، ای ایرج ناکام !
بر خیز که باز آن بت بیداد گر این جاست
آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود ،
بازآمده چون فتنه ی دور قمر این جاست
ای کاش سحر نامده ، خورشید نزاید ،
کامشب قمر این جا ، قمر این جا، قمر این جاست
محمد حسین شهریار
آمدنت چون رستاخیز، عدل گستر است و چون سپیده صبح،
نوید آغازی دوباره برای همه خوبی هاست .
میلاد مهدی موعود(عج) مبارک...
+ نوشته شده در 2011/7/14 ساعت 11:23 توسط حمیدرضا عرب بافرانی
|
از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.