زمزمه انتظار(5)
اللهم عجل لوليك الفرح
صداي شكستن ،اينجا لابه لاي واژه هاي آسماني دعابابغضي كه درفراق توخردمي شوندوكمي دورتر كودكاني كه منتظروشيشه نگاهشان پشت درخانه علي تكه تكه مي شود اماخبري نيامد،مادلتنگيم ،پس چرا نمي آيي دستي روي شانه هايمان بگذاري مي خواهم اين يك شب عزيز قدربااحتياط روحم راروي دستهايم بگذارم وبراي آن روزها،روزي كه ديگر صداي شكستن نمي آيد.........


از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.