باز این چه شورش است که در جان واژه هاست؟

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد 
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود


خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

تا شروع سال نوی میلادی و سال نوی قمری چند روزی بیشتر باقی نمانده است. (1)
اکثر مردم کشورهای دنیا مشغول خرید شب عید هستند و خود را آماده می‌کنند، برای جشن‌های روزهای اول سال جدید.

کودکان مسیحی، منتظر بابانوئل هستند تا در شب سال نو، هنگامی که خوابند، هدیه‌هایشان را در کنار درخت کریسمس بگذارد و فردا صبح، وقتی که از خواب بیدار می‌شوند، با هیجان وصف ناشدنی، جعبه‌های رنگارنگ کوچک و بزرگی را که زیر درخت کریسمس گذاشته شده را باز کنند.

نمی‌دانم شب قبل‌از سال نو، هنگامی که به خواب می‌روند، چه آرزوهایی می‌کنند و از خدا چه می‌خواهند.

شاید دختر بچه‌ها آرزو می‌کنند تا بابانوئل، عروسکی زیبا و ملوس، با لباس‌هایی صورتی و کفش‌هایی سفید برایشان بیاورد و پسربچه‌ها هم به فکر ماشین اسباب‌بازیی هستند که چند روز پیش در ویترین یکی از مغازه‌ها دیده بودند و آرزویش را داشته‌اند.

راستش تصوری از وسعت دایره‌ی آرزوهای کودکانه ندارم، اما می‌دانم که آرزوهای کودکانه، شیرین و زیبا و بدون نیرنگ و فریب هستند.

سال نو نزدیک است و کودکانی هم هستند که آرزوهایی دارند.

کودکان غزه را می‌گویم.

غزه را که می‌دانی کجاست؛
جایی در فلسطین.

فلسطین را چه؟
اگر هم ندانی زیاد عجیب نیست! چون نام فلسطین را از تمامی فرهنگ‌های لغت حذف کرده‌اند!!!

مردمانش را چه؟
آنها را هم می‌توانند حذف کنند؟

شاید ما حذفشان می‌کنیم!!
از ذهن‌هایمان و از روزمرگی‌مان.

 و به راستی، آرزوی کودکان فلسطینی چیست؟

کودکانی که هر روز و شبشان را باصدای گلوله و غرش تانک و شسته شدن دیوار صوتی، توسط هواپیماهای آمریکایی - اسرائیلی سپری می‌کنند و هر لحظه منتظر شنیدن خبر شهید شدن هم‌بازیشان هستند، چه آرزوهایی می‌توانند داشته باشند؟

اولین چیزی که هر کودک فلسطینی می آموزد، نام سرزمین اشغال شده‌ی مادریش است؛
فلسطین.

شاید خود که هیچ، حتی پدر و مادرش در اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی در لبنان و سوریه به دنیا آمده باشند، اما خود را یک فلسطینی می‌دانند.

 به راستی آرزوهای یک کودک فلسطینی که در محاصره و اشغال جنایتکاران صهیونیست قرار دارد چیست؟

بچه‌های شهرهای غزه، طولکرم، قلقیلیه، بیت جالا، بیت ساحور، اریحا، بیت لحم، جنین، نابلس، رام الله، طوباس، الخلیل، بیت المقدس، خان‌یونس، دیر البلح، رفح و روستاهای رافات، المسمیه، کفر جمال و اردوگاه‌های صبرا و شتیلا، در این روزها به چه می‌اندیشند و چه آرزویی دارند؟

 تصور کردن آرزوهای این کودکان نباید زیاد سخت باشد!

دلی صادق می‌خواهد و چشمانی بینا.
همین.

راستی، بچه‌های فلسطینی، کریسمس مبارک!

 پی‌نوشت:
1- 9 دی 1387 برابر است با اولین روز محرم الحرام 1340 و آغاز سال نوی قمری و 12 دی 1387 برابر است با اولین روز ژانویه 2009 و آغاز سال نوی میلادی.

ترویه ؛ مقدمه‌ای برای روز عرفه

در این نوشته از یوم التّرویه نقل میشود تا کمی آشنا شویم با روز خروج امام حسین (ع) از مکّه مکرّمه و شهادتشان آن هم ، با لبی تشنه ... تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل

هشتم ذیحجه روز ترویه است، در این روز زئران خانه خدا از مکه به منی رهسپار شده تا شب را در آنجا گذرانده و صبح روز بعد خود را برای عرفات آماده کنند.
روز ترویه یا یوم الترویه به روز هشتم ذیحجه گفته می شود، ترویه به معنای ذخیره کردن آب است و چون در این روز حجاج باید برای توقف در عرفات و بیتوته در مشعرالحرام و انجام اعمال خاص منی، به فکر ذخیره آب باشند، به آن "یوم الترویه " گفته می‌شود.
چون در گذشته در صحرای عرفات آب نبود، در این روز برای آب دادن به حجاج از مکه آب ‌می بردند، از این رو به این روز روز "آب‌ رسانی" می گویند. در این روز حجاج با نیت تمتع، از مکه به منی محرم می شوند، شب را در آنجا به سر می بردند و صبح خود را به عرفات می رسانند. این روز مقدمه ای برای انجام مراسم روز عرفه است.
این نام از حج ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) به یادگار مانده است، چرا که جبرئیل به آنها توصیه کرد برای عرفات، مشعر و منی با خود آب بردارند. همچنین در این روز کاروان پیامبر اکرم در حجهٔ الوداع از مکه خارج شد و از راه منی به سوی عرفات رهسپار شدند.
این روز، از روزهای مهم ذیحجه است و بر اساس روایتی از امام جعفر صادق، روزه گرفتن در آن، کفاره شصت سال آدمی است.
زائران پس از اینکه به زیارت مسجد النبی در مدینه منوره نائل شدند و عبادت کردند به سوی مکه مکرمه عازم شده تا بقیه مناسک حج را در این مکان مقدس به جا آورند. مکه امروز شاهد سیل عظیم جمعیت است که به منظور حفظ وحدت و برادری کنار یکدیگر گرد آمده اند و با قلبهایی آکنده از خشوع و خضوع مناسک حج را به جا می آورند.
حجاج با طلوع خورشید راهی منی شده و شب و روز ۸ ذیحجه را در آنجا به عبادت و صلوات می پردازند و ندای "لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک إن الحمد والنعمهٔ لک و الملک لا شریک لک" را سرمی دهند. آنها مناسک روز ترویه را که اقتدا به سنت نبوی است، به جا می آورند.
حجاج خانه خدا در این روز نمازهای ظهر، عصر، مغرب، عشا و صبح را در این مکان اقامه کرده و بعد از طلوع خورشید به عرفات رفته، نماز ظهر و عصر را نیز آنجا به جا می‌ آورند.
آنها سپس در شب قربان به مزدلفه می‌روند و نماز مغرب و عشا و صبح را در آنجا می خوانند و سپس در صبح عید قربان به منی می‌روند. در منی رمی جمرات را انجام می‌دهند، موهای خود را تراشیده و قربانی می ‌کنند و مناسک حج خود را به اتمام می رسانند، سپس شب را در منی بیتوته می ‌کنند.
زائران روز ۱۰ ذیحجه رمی جمرات می کنند و پس از آن قربانی کرده تا حج آنها کامل شده و نام حاجی بگیرند.

16 آذرماه روز دانشجو گرامی باد بد نیست که به مناسبت این روز توصیه مقام معظم رهبری را در مورد فضای دانشجویی بخونیم:
توصيه‏ى من به فضاى دانشجوئى و محيط دانشجوئى، همين مطلبى است كه عرض كردم؛ يعنى خواستن، مطالبه كردن، داعيه داشتن؛ هم در زمينه‏ى مسائل سياسى و اجتماعى، هم در زمينه‏ى مسائل علمى، هم در زمينه‏ى مسائل خاص دانشگاهى؛ همراه با عقلانيت. من از اول انقلاب تا حالا، حتى در آن روزهائى هم كه روزهاى بعضى از تحركات نامتناسب بود و من به دانشگاه تهران مى‏آمدم و با جوانها صحبت ميكردم، عقيده و سليقه‏ام همين بود كه دانشجو بايد از افراط و تفريط پرهيز كند؛ من با افراطكارى و زياده‏رويهاى گوناگون در هر جهتى، موافق نيستم. با اعتدال، با روش منطقى و صحيح مسائل را دنبال كنيد و بدانيد كه خواست و پيگيرى شما اثر دارد.