حکایت عجیب درخت پله مسجد آدینه
حتما تاکنون چشمتان به درخت پله های مسجد آدینه افتاده است. درختچه جوان روی پله های مسجد که چندسالی از عمر آن نمی گذرد و آقای فروزان نیز تصویری از آن را در وبلاگ قرار داده اند.
این درختچه که فی نفسه عجیب می باشد و بیرون آمدن آن از دل سنگ و آسفالت و سیمان قابل تامل است، حکایت عجیب تری هم در دل خود دارد که باعث می شود هرگاه به آن می نگرم تاریخچه ای بس بلند، شاید به بلندای یک قرن از پیش رویم بگذرد.
این درختچه حاصل ریشه دواندن درختی است که روبروی حمام در زمین جلوی مسجد دیده می شود. درواقع درخت تنومند مذکور از طریق جوی کشتخوان (که از آنجا می گذرد) ریشه دوانده و آنقدر امیدوارانه دل زمین را کاویده تا فرصتی برای خروج و سربرآوردن بیابد. این درخت نیز، خود تاریخچه ای مشابه دارد و به گفته برخی، خود این درخت حاصل ریشه دواندن درخت دیگری در بالادست جوی بوده است...

این سلسله جالب و زنجیروار درختها در مسیر جوی کشتخوان به همین دو سه مورد ختم نمی شود و اگر دقت شود در مسیر جوی هرجا شرایط مساعد بوده این درختان(که درواقع همه یک درخت است) سر از زمین برآورده و خود را نمایان کرده است. شاید اگر عمری باشد چندسال بعد شاهد تنومند شدن همین درختچه ها و ریشه دوانی و زایش های دیگری از اینها در اطرافشان باشیم و اینگونه تلاش زیبای یک درخت برای بقا دیده می شود. تلاشی خستگی ناپذیر برای ماندن و بودن ، تلاشی برای مقابله با سیمان و سنگ و مظاهر عصر مدرن...

آری، هر گاه به درخت روی پله های مسجد آدینه می نگرم تاریخچه ای بس بلند را از ذهن می گذرانم، تاریخچه ای به بلندای یک قرن ...
بعدانوشت: الآن مطلب آقای فروزان را کامل خواندم و دیدم به همین مورد اشاره کرده بودند، نکته جالب آنکه ایشان تصویر درختچه های دیگر اطراف این درخت را هم گرفته و قرار داده اند که بسیار جالب است
یاحق
از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.