سلامی از بافران :-)
سلام
اولین مطلب سال 90 اینجانب در وبلاگ است و حسین آقای فروزان هم حق دارند گله نمایند، چرا که نه تنها در وبلاگ نبودیم، بلکه علاوه بر آن قول داده بودم در جلسه ای در بافران همه دوستان وبلاگ نویس را دعوت کنم، ولی موفق نشدم به این امر...
راستش یکی دو دلیل داشت که ترجیح میدهم اینجا چیزی نگویم، و انشاءالله حتما خدمت شخص آقای فروزان عرض خواهم کرد علت این قصور را...
اما بعد
در این دو سه هفته دو سه مطلب داغ و خوب آماده دارم، که انشاءالله پاکنویس کنم و روی وبلاگ قرار می دهم.
یکی دو مطلب هم پیرامون ورزش بافران و یک سری از مسائل حواشی آن وجود دارد که عرض خواهم کرد...
و اما
روز گذشته برای سیزده به در به بیابانهای اطراف رفته بودیم که تصادفا یکی از اقوام، در بیابان برگه ای را پیدا کرد که جالب بود...
بروشور راهنمای گردشگری شهر بافران
این بروشور ایده و کار ارزشمندی بوده است که انجام شده، هرچند اندکی کم سلیقگی و شاید کج سلیقگی در آن دیده می شد که امید دارم مسئولان در سال آینده آن را نیز حل کنند تا بتوان به خوبی قابلیت های بافران را به گردشگران معرفی نمود.
اما مطمئنا همین که توجه به تبلیغ و جذب گردشگران انجام می گیرد امری پسندیده و نیکو می باشد که جای تقدیر دارد.
انشاءالله یک مطلب دیگر هم در خصوص این بروشور و مفصل تر خواهم نوشت.
راستش خیلی تلاش کردم تصاویر را آپلود کنم تا در وبلاگ قرار دهم ولی موفق نشدم، به دلیل سرعت پایین اینترنت دیال آپ
انشاءالله به محض مراجعت به تهران، تصاویر آن را قرار داده و مفصل تر توضیح می دهم.
ضمنا به آقای فروزان هم پیشنهادی داشتم و آن اینکه از بازیهای قدیمی بافران کمی برایمان بنویسند.
اینجانب هم یکی دومورد را خواهم نوشت و البته امیددارم ایشان قبل از بنده بنویسند چرا که خواندن مطالب از قلم ایشان، مزه دیگری دارد...
پانوشت: یک توضیح مهم هم عرض میکنم، راستش شش سال از عمر این وبلاگ می گذره و هیچوقت نخواستم از مسائل شخصی صحبتی بکنم
اما احساس میکنم انتقادهایی که اینجا می کنیم باعث شده بعضی دوستان ما را در ذهن خودشون وارد مسائل سیاسی و اختلافات شخصی بافران کنند
یک توضیح در حد یکی دو جمله عرض میکنم...
ببینید دوستان محترم!
بنده به شخصه در جایگاه و سطحی کار میکنم، نقد می نویسم و فعالیت دارم، که تمام مسائل سیاسی بافران، و کل نایین هم در برابر اون پشیزی ارزش نداره...
اینجانب دو سال در سطح بالاترین مسائل سیاسی کشور قلم زدم... سه سال در بالاترین سطوح فرهنگی کشور فعالیت کردم... و البته به دلیل عدم علاقمندی به مسائل سیاسی از همه اونها دور شدم...
آقای فروزان می توانند این استعداد را صرف کنند و کتب ادبی بسیار عالی بنگارند، امثال ایشان با این قلم و با این مطالب شیوا و زیبا در بافران که هیچ، در نایین انگشت شمارهستند... خانم امامی همینطور
نویسندگان وبلاگ همگی مدارک بالاتر از لیسانس و فوق لیسانس دارند
همگی خارج بافران و نایین هستند
سطح و نوع فعالیت ها و محیط فعالیت همگی کاملا جدا از مسائل بافران است...
در نتیجه اصولا مسائل سیاسی و اختلاف نظرهای داخلی بافران یا نایین، از نظر نویسندگان وبلاگ بی ارزش است و یا حتی بی معنی است...
بنده بافران را دیار خود می دونم، بهش عشق می ورزم و دوست دارم رشد کند و پیشرفت آن را ببینم، مسلما خیلی از کسانی که از آنها نقد می نویسیم، از بنده خیلی خیلی بیشتر به گردن بافران حق دارند...
اینجانب هم صرفا سعی میکنم به نوبه خود نقاط ضعف را گوشزد کنم، هیچ وقت هم نوشته های اینجا را نقد ندانید، فقط دو سه کلمه دلنوشته یا یادداشت است...
صرفا خواستم عرض کنم هروقت دلم برای مسائل سیاسی تنگ بشود، زمینه آن را دارم که به جای ورود به مسائل سیاسی نایین 40000 نفره، در سطوح خیلی بالاتری قلم بزنم، و البته عطای همان را هم به لقایش بخشیده ام...
پس مجددا عرض می کنم...
اینجانب و سایر نویسندگان محترم وبلاگ منتسب به هیچ شخص یا گروهی در بافران نیستیم، این وبلاگ تنها به نویسندگان آن اختصاص دارد و هیچ احدی در نوشتن مطالب آن دخالت نمی کند.
هیچ کس به اینجانب خط نمی دهد و ما هم به کسی خط نمی دهیم. اصولا خیلی کسر شان خود می دانم که در بافران بخواهم از کسی خط بگیرم.
اما به طور کلی عرض کردم، که از انتقادات بنده اصلا این برداشت را نکنید که مثلا بخواهم به نفع شخصی، گروهی، دسته ای صحبت کنم، هرچه می نویسم مشکلاتی است که شخص خودم در بافران دیده ام. حتی دنبال منفعت شخصی هم نیستم، و الا اقلا نام خود را می نوشتم و خودم را معرفی می کردم که این کار را هم نکرده ام، در برابر بزرگانی چون استاد فروزان خودم را کوچک تر از اون میدانم که بخواهم به نوشته هام ببالم و با نام کاملم آن را امضا کنم...
حتی در بسیاری موارد نمی دانم مسئول پاسخگوی این انتقادات چه کسی است، و تنها مشکلات را متذکر می شوم.
پس از همه دوستان تقاضا دارم حساب بنده یا سایر نویسندگان این وبلاگ را از مسائل سیاسی و سلیقه ای و اختلافات شخصی بافران جدا کنند.
اینجانب از هرکسی هم نقدی بنویسیم بازهم همگان را برادران و خواهران بزرگتر خود می دانم و احترام ایشان را برخود واجب می دانم.
این چند خط را به حساب منیت یا از خود تعریف کردن نگذارید، متاسفانه در این دو سه هفته چندین بار به دلیل سوءبرداشت از انتقادات این وبلاگ، مطالبی را گفته اند که هیچ یک صحیح نمی باشد.
راستش خسته شده ام...
یک روز به بنده می گویند تو از فلانی خط گرفته ای، فردا می گویند از فلانی...
پس فردا می گویند تو هدفت آن است که دودستگی ایجاد کنی...
روز بعد می گویند تو دنبال جای پا بازکردن در بافرانی!!!
راستش حرفها آنقدر عجیب و غریب و متضاد است که بعضی اوقات خنده ام می گیرد...
یک عده می گویند تو آن طرفی هستی، عده دیگر می گویند تو این طرفی هستی، گروهی می گویند ...
بهر صورت این چند خط را واقعا با اعصاب خراب می نویسم، دیگه نمی دونم چطور باید عرض کنم که حساب این وبلاگ و نویسندگان آن را از مسائل سیاسی و اختلافات درون بافران جدا کنید. هرجا هم اشتباهی می بینید بفرمایید تا اصلاح شود.
باور بفرمایید نویسندگان این وبلاگ هم آدمیزاد هستند، نه بنده، نه سایر نویسندگان وقتشان را از سر راه نیاورده اند که اینطور مورد سوء ظن قرار بگیرند. خدا مارا ببخشه... راستش دیگه راهی به نظرم نمی رسه جز اینکه خودم و دوستان را به تقوای خدا توصیه کنم
زیاده عرضی نیست
یاحق
از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.