جات خالی بود غضنفر گلم

 

غضنفر گلم امسال نامردی کردی و نیامدی همراه من تا عصر عاشورا میهمان افتخاری همایش بافرانیهای خارج از کشور (شما بخوانید خارج از روستا )باشی .

تو که در هر حال و همه زمانه ها مرا یاور بودی وسال گذشته در همایشی مشابه امسال برایم بافران دبی می شود را تداعی کردی .اما امسال باز هم خدمتت عرض می کنم که جایت بسیار خالی بود .جلسه ای با حضور حدود چهار صد نفر از بزرگواران، که امسال خواهران خارج از شهر نیز در جمع صمیمی حضور داشتند .جلسه ای گرم کنار بخاریهایی که به قول خودمان ول و ول(1) می کرد و در زیر چراغهای کم مصرف و روی صندلی های کلاس پلاستیکی  .

جلسه با قرائت آیه هایی از قرآن مجید و سرود پر افتخار جمهوری اسلامی و تسلیت مراسم حسینی مجری توانا و خیر مقدم خدمت حضار آغاز شد .بگذریم که مجری یادش رفت از غضنفر گل من یادی کند که جایش بسیار خالیست ،اما من به نیابت همه این کار را کردم .

جابر فخرایی  آمد و از همدلی و همکاری و وحدت تمامی دست اندر کاران برای برگزاری مراسم با شکوه عزاداری حسینی  و آمار تهیه غذا گفت ...

شهردار گل تعریف زیر ساختها را کرد و یادش رفت که اقلا از موقعیت جلسه استفاده کند و کارهای انجام شده و در دست اقدام واز طرحهای آینده و مشکلات فرا سو سخن بگوید .آقای گنجی پیر مردی 99ساله (1291-1390 )از جغرافیا برایمان گفت ودرسی به دانشجویان که( به جای اینکه مطلب را در کتاب بخوانید سعی کنید آنرا مشاهده کنند ).

و اوج افتادگیش که عشقش به زادگاهش بیرجند را با دیدن مردم بافران و نایین و آثار باستانیش فراموش کرده است .

و با افتخار از فقر خانوادگیش گفت و احترام به بزرگان و ...

(غضنفر یادت باشه در هر حال احترام مرا نگر داشته باشی هر چند گاهی تندی کنم .....)

و خدایی بیشتر از 15 دقیقه زمانش مطلب را کش نداد و بابت دو دقیقه اضافیش نیز عذر خواهی کرد بنده خدا .

غضنفر جات خالی زمانی که دکتر حسین نماینده خوشکل و تو دل برو وارد جلسه شد به احترامش چند  لحظه ای سخنران، سخنرانی را  مسکوت گذاشت تا نامبرده در جای خود مستقر شود وشاید دلیل تاخیر دو دقیقه ای نیز این شد .که جای بخشایش دارد.

غضنفر جات خالی بود زمانی که مجری محترم حکایت آن یخ فروش پیررا که از وی پرسیدند فروختی ؟گفت نخریدند .اما تمام شد. را گفت و بیداری اسلامی که چه معجزه ها می کند و چه درمانهایی دارد .

دکتر فرجی نیز با این مقدمه زیبای  مجری، سکان دار بلندگوی بیسم یا نمی دانم سیم دار جلسه شد و در جلسه بافرانیان مشکلات تمام دنیا را در مدت زمان نیم ساعت حل کرد .از نامردی امریکایها  گفت بر مبنای چهار فاکتور  .

از خاور میانه عربی تا خاور میانه جهانی 

یادت بماند که سال گذشته بافران دبی شد و امسال بافران جهانی

بافران سکاندار بیداری در تمام جهان شد و خدا را شکر از این بابت .

ودر آخر کار از دکتر جابر تقدیر شد و برو بچه های دانشگاهی خاص که با توجه به اینکه چندین دانشجوی فوق ودکترا حضور داشتند فقط ختم شد به برادر و پسر عمه جناب دکتر و......

اما غضنفر جات خالی بود تا بعد از جلسه برویم کناری بخاری بنشینیم و برایت درد دل کنم وچند تا حرف حساب برایت بگویم  .

از قدیم تو کتابها خوانده بودم که همایش اینگونه تعریف می شود

همایش آسیب شناسی گذشته است  و ترسیم افق آینده

اگر اجازه بدهی یک مقداری رو راست و رک و خودمانی با توجه به اینکه حضور نداشتی با تو درد دل کنم .

هفت جلسه همایش .دست همه درد نکند .اما ماحصل آن چه بوده است  .

یک بار شد در این جلسات از کم و کاستی ها صحبت شود و کمیته هایی برای منظور تشکیل شود تا با فرصت یکساله پیش روی  بر وبچه های فرهیخته روی آن کار کنند و کارشناسی نمایند و برای سال آینده نتیجه کار خود را ارائه نمایند.

دریغ از بازشدن ومطرح کردن مشکلات بافران .

بحث های سخنران محترم را به جای خود مناسب می دانیم ودرست، اما جایش در این همایش نبود .اصلا فلسفه این همایش طرح اینگونه مسائل و دعوت این چنینی نبود .

قرارمان این بود که آستینها را بالا بزنیم و برای تعالی روستای شهر شده فکری بکنیم .معضلات بیکاری .اعتیاد .پروژه های شهری .مبلمان شهری

شهردار گلمان برایمان فعالیت یکساله را شرح دهد و طرحهای در دست اجرا و فرا سو را

و دست کمک بطلبد از تمامی بچه های فرهیخته و دانشگاهی و حوزوی تا مدکار او وشورای محترم باشند .

دریغ از یک کلمه راجع به بافران و مشکلات و معضلات آن .

دریغ از یک کلمه از بچه هایی که تو فضای مجازی جان می کنند برای اعتلای شهری که همه عشق و امیدشان می باشد .

دریغ از یک کلمه از بچه های نویسنده که با چه جان کندنی دو کتاب در باره بافران نوشتند.

دریغ از طرح حرم تا حرم .توسعه مسجد حسینیه برای این مردم در سرمای زمستانی

و دست آخرطبق معمول همه همایش ها تحویل کادو به سخنرانها ، دو عبایی به عنوان هدیه که سخنرانان محترم سرما نخورند و یادگاری از این همایش داشته باشند .تا اگر بیداری اسلامی به کشورهای کمونیستی انشاا...رسید در سرمای کشنده آنجا یخ نزنند.

خدا وکیلی ضمن اینکه احترام همه بر من واجب و دست مریزادی دارم برای همه زحمات شما بزرگواران در برگزاری چنین همایشهایی ،اما تو را به خدا یا تعطیلش کنید و یاحساب شده برنامه ریزی کنید .

بیایید مشکلات راصادقانه عنوان نمایید تا بچه ها روی آن کار کنند .به خدا قسم پتانسیلهای قوی در بین جوانان داریم که با همت وهمدلی و کار کارشناسی می توان بسیاری از مشکلات را حل نمود .نترسیم از بیان معضلات که همگی دل بستگی به شهرمان داریم و برای اعتلایش دل می سوزانیم .بیایید برای برگزاری چنین همایشهایی با همه دست اندرکاران حاضر در شهر مشورت نماییم .

بیایید برای دعوت سخنران و موضوع بحث آن در ارتباط با نام همایش بیشتر از این ذکاوت به خرج دهیم که می دانم پتانسیل آنرا دارید .

آری غضنفرم جات خالی بود و خیلی خالی .

اگر حیاتی بود وسال آینده توفیق آنرا داشتیم تا بار دیگر در مراسم پر شکوه حسینی شرکت کنیم ترا نیز همراه خود خواهم برد .شاید تا سال دیگر فکری کردند و شاید این همایش آخرین همایش از این نوعش باشد.و شاید با همدلی به گونه ای دیگر فکری اساسی کردند.خدا را چه دیدی .

اما باز تکرار می کنم جایت بسیار خالی بود .

.................................................................

1-      (ول و ول )= صدایی که  آتش زیاد در بخاری ایجاد می کند