کعبه دل 2
من خدا رادارم ،کوله بارم بردوش،سفری می باید،سفری بی همراه ،گم شدن تا ته تنهایی محض
،سازکم با من گفت،هرکجا لرزیدی ،از سفرترسیدی ،تو بگوازته دل ،من خدا را دارم ،من وسازم
چندیست که فقط با اوییم .
کعبه را گفتم تو از خاکی منم خاک
چرا باید به دور تو بگردم
ندا امد توبا پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم
امیدوارم همیشه کعبه دلتان در کعبه روشن باشد .
+ نوشته شده در 2012/4/16 ساعت 1:58 توسط غ.عرب بافرانی
|
از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.