کاریکلماتور
- عمر ، مشارکت انسان و زمان است با مسئولیت محدود.
- فرمول خشک سالی : کاشت ، داشت ، برنداشت.
- گرسنه ترین شاخی که دیدم ، شاخ آفریقا بود.
- «جویندگان طلا» فیلم دلخواه زرگر است.
- آهن اهل ویبره نیست ، زنگ می زند.
- شاید آسیاب بنیان گذار ِ نوبت باشد.
- نام بیمار عرب «سالم» بود.
- پارکینسون آدم ها را روی ویبره می گذارد.
- فصل اتحاد همان فصل محرک ریاضیات است.
- ای کاش باشگاه مغز سازی هم دایر می شد.
- پاک باخته را خوشبخت تر از ورشکسته م
- برج ساز گفت: از سر این برج تا سر آن برج ، فرج است.
- صاحب خانه مستاجر فقیر را جواب کرد وپیاده رو پذیرش.
- سیاسی را تشویق به خواندن آهنگ «فریاد زیر آب» کردند.
- شاعران با مشاعره و گروهی با مشاجره عمر می گذرانند.
- شهرداری به اتوبوس عمومی تراکم مسافر می فروشد.
- هیچ شکسته بندی ، ورشکسته را درمان نمی کند.
- خانم حرف های همسرش را زیر سبیلی رد کرد.
-معتاد اولین حقه را از حقه وافور خورده است.
از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.