با سلام و صلوات بر محمد وآل محمد(ص) و نیز سلام خدمت شما دوستان گرامی با بخش خبری جدید بافران دیلی در خدمت شماهستیم... با ما همراه باشید...

از اونجایی که بعضی از همشهری های عزیزمون نتونستن به هر دلیلی خودشون را برای روز اول عید به بافران برسونن تصمیم بر این گرفتیم که به طور کاملا کاملا کاملا... مختصر گوشه ای از حال و هوای امروز بافران را خدمت شما هم ولایتی ها ارائه بدیم... و چون بعضی از اقوام و دوستان خودمون هم جز این گروه بودن لذا انگیزه ای مضاعف برای درج این خبر داشتیم...

خب عده ای از مردم از صبح زود خودشون را به گلزار شهدای بافران رسوندن و اقدام به زدودن اثرات گرد و غبارهای این چندروز منطقه از چهره ی گلزار و اطراف آرامگاه های اقوامشون کردن البته عده ای هم دیروز این کار را انجام دادن... به هر صورت تا حد ممکن به سر و وضع گلزار رسیده شد...

سایر هم ولایتی ها هم از حدود ساعت هشت به گلزار اومدن تا لحظه ی سال تحویل را در کنار قبور شهدا و رفتگان بافران باشند...

نکته ی جالب توجه امروز صدای خیلی پایین بلندگوی مسجد گلزار بود که به سختی می شد اون را شنید و همین هم باعث شد تا لحظه ی سال تحویل دقیقا مشخص نباشه و مردم در زدن استارت برای روبوسی!!! و گفتن تبریک عید به یکدیگر دچار شک و تردید بشن ولی به هر نحوی بود از ساعت هشت و پنجاه دقیقه(به ساعت مش غلام) رسما تبریکات شروع شد!!!

کم کم به جمعیت مردم در گلزار هم اضافه شد و رفته رفته حال و هوای هرساله ی لحظه ی تحویل سال در بافران ما بوجود آمد و جدا جای همه ی شما خالی بود...

بعد از حدود یک ساعت و قرائت زیارت عاشورا مردم به سمت منازل خود حرکت کردن. از اینجا به بعد به خاطر گستردگی و پراکندگی جمعیت تیم های جاسوسی ما نتونستن به طور کامل مراسم را تحت پوشش قرار بدن!!!!!!! ولی بنا بر رسم و رسومات بسیار خوبی که داریم همه به سمت منازل بزرگان قوم حرکت کردن تا عید را به اونها تبریک بگن ... حالا بگذریم از اینکه دیگه بزرگ شدیم و کسی به ما عیدی نمیده، برعکس چندده تا هزاری هم باید از خزانه ی مش غلام وام بگیریم برای دادن عیدی به کوچکترها ... کاش مثل قبل عیدی هامون همون یک مشت نخودچی کشمش و ... یا همون یک ریالی برای کوچیک ها و دو ریالی برای بزرگترها بود!!!!!!!

خلاصه از امروز رسما دید و بازدیدها شروع شد...!!!

و نکته ی جالب دیگر اینکه امروز کلا بلندگوهای بافران مشکل داشتن چراکه صدای اذان مسجد جامع هم به قدری کم بود که به سختی قابل شنیده می شد ... بنا بر بررسی های ابتدایی ما علت این نکته گرد و غبارهای اخیر منطقه بوده که باعث گرفته شدن گلوی بلندگوها شده...!!! حالا اینکه چرا از این چند روز، امروز را برای اعتصاب انتخاب کرده بودن سوالیه که هنوز جوابی برای اون پیدا نکردیم!!!!

اولین نماز جماعت بافران در سال جدید هم در مسجد جامع بافران برگزار شد...

خب این بود گوشه ای از مراسم و حال و هوای امروز در بافران دیار دلیران...

و اماااااااااااااا... امیدواریم که در دعاهاتون همه ی مردم را دعا کرده باشید بویژه هم ولایتی هایی را که به هردلیلی دل و دماغی برای این عید ندارن فراموش نکرده باشین...

راستی مش غلام تخم مرغ مورد نیاز برای یکسال آبدارخانه ی بافران دیلی را به دست آورد... تخم مرغی که امروز مش غلام برای بازی انتخاب کرده بود تونست تموم رقیب هاش را ضربه فنی کنه و بعبارتی مش غلام امروز صاحب چندتاسبد تخم مرغ شد... حتما در جریان بازی هستیدکههههههه؟!!! دو نفرتخم مرغ هایی را که انتخاب کرده بودن به هم میزدن و هر کدام ترک بر میداشت نصیب حریف می شد... به علت رسیدن مهمان برای آبدارخانه ی بافران دیلی از شرح این بازی خودداری می کنیم و ان شاءالله در برنامه های بععععععععععععععد... غضنفر  بی زحمت در را باز کن ببین کیه ؟!!!! غضنفر هم چند روزی افتخار داده و اومده به آبدارخونه ی بافران دیلی و صبح با همدیگه رفتیم گلزار و یک خاطره ی عالی به جا موند...

توی اکثر کوچه های بافران هم بوی آبگوشت روز اول سال از خونه های بزرگترهای فامیل فضا را پر کرده بود...


تا بخش بعدی خبری بافران دیلی همه ی شما گرامیان را به خدا می سپاریم...