خوبیهایمان را با هم تقسیم کنیم
در روز گلنگ زنی ساختمان دارالقرآن حضرت معصومه (ع) در کوچه اصلی روستا(شما بخوانید خیابان اصلی شهر ) صحنه ای را دیدم که سریعا عکس آنرا گرفتم .
دیشب زمان زیادی به این عکس خیره شدم .راستش را بخواهید بر خود لرزیدم .
مگر می شود در عصر آهن وپولاد هنوز چرخ ریسی منبع درآمد باشد .بر فرض هم که این کار انجام شد به چه دردی می خورد و مشتری آن کیست ؟.
در آمد ماهیانه او از این کار چقدر می باشد ؟.برفرض داشتن مشتری که بعید می دانم آیا با این شغل وحرفه گذران زندگی خود را می نماید؟ .
عقلم به جایی نمی رسد .مانده ام .در روستایی که تابلو نئون شهرداریش حکایت از شهر شدن دارد .قبض آب وبرق وگازش ماهیانه کمر شکن می باشد . این زن وافراد مشابه آن چه می کنند.؟
آیا اصلا برقی دارند گازی دارند .یا هنوز با نفت اتاق خویش را گرم می کنند و احیانا طبخ غذا ،اگر مواد آن را داشته باشند .
مجددا عکس را بزرگ می کنم .کند وکاو بیشتر .رشته سیمی بر دیوار حکایت از بودن برق دارد .اما لوله ای به عنوان گاز نمی بینم .چوبهای دپو شده در آخر حیاط حکایت از سردی زمستان است و فکر توشه زمستانی .
نمی دانم .به خدا می ماند آدم .در عصر نفت بشکه ای صد دلار حق این پیرزن وافراد مشابه چیست ؟.
از تامین اجتماعی چه سهمی می برند .و برده اند ؟.
خدا وکیلی شده وقتی در خنکای کولر منزلتان و یا پای بخاری داغ زمستانیتان و یا سفره نهار وشامتان با خانواده خود هستید. یادی از این افراد کنید ؟.
رمضان نزدیک است .رمضان تمرین گرسنگی نیست .به یاد گرسنگان بودن است و فریاد رسی آنان .
روزه رمضان با شکم پر افطاری وسحری و دوغ ونوشابه و ..... روزه نیست .یک ریاضت است .
رمضان یعنی تفسیم همه چیز .تقسیم همه خوبیها .و تقسیم آن چه را خداوند رمضان به تو داده با دیگرانی که احیانا سرپرست خود را از دست داده اند وآبرودارند و بدون درآمد .
رمضان یعنی انفاق همه خواستنهای خوب و پاکیزه .
رمضان یعنی آبروداری و احترام فراوان به آبروی کسانی که خدای نکرده امکاناتی ندارند و می خواهید به یادشان باشید .
حیف وصد حیف که آمار آنان را از یاس پدری قبل از هجرت غمبارش نگرفتم .که او همه چیز را می دانست که انصافا رمضانی بود .
اطمینان دارم که در این ماه مبارک وتمام ایام سال تمام روزه داران روستای خوبم .خوبیها را با هم قسمت خواهند کرد .
رمضانی باشید و هر ماهتان رمضان
ما نیز یا علی را می گوییم .و آماده
+ نوشته شده در 2011/7/23 ساعت 21:14 توسط حسین فروزان
|

از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.