باز خوانی مجدد نوشته اوایل عید و تشکری جانانه



عکس یخچال با داربست از وبلاگ کوچه های عاشقی وبا اجازه آن سروران معزز
............................................................................................................
اگر یادتان باشد بعد از آمدن به خلیج بعد از تعطیلات عید مطلبی با این مضمون در وبلاگ داشتم که قلعه رستم و یخچال را در یابید .ضرر ندارد یکبار دیگر حداقل سریع بخوانیدش .
در تعطیلات عید توفیق آن را داشتم که سری به یخچال و قلعه رستم و پادرخت بزنم .بعد از یک سال دوری و گرفتن چند تا عکس برای آلبوم دل وامانده ام .
تا هر از گاهی در این دورها و خلیج تنهایی با نگاه کردن به آنها یادی از وطن نیز کرده باشم .
و باز در ایام عید توفیق آنرا داشتم که در سفر تور مصر از انارک نیز بازدیدی داشته باشم و گرفتن چند عکس از مکانهای قدیمی با زسازی شده .
و امروز که دو سه روزی است که از خانه پدری دور شده ام اما دلتنگ همه آن کوچه ها و آثار باستانی، عکسها را مرور می کنم با خود فکر می کنم که چه همتی دارند این بچه های انارک .
و چه عشقی دارند به وطنشان .و کمک به بازسازی آن .
دوستی دیرینه دارم در دفتر مشاوری که در آن مشغول کارم و از قضا بچه انارک است .زینت بخش اتاق جلساتش عکسهایی است از قلعه قدیمی انارک بر فراز کوه و رباط و کوچه بازسازی شده شهرش .
و هر وقت صحبت انارک می شود گل از گلش شکفته می شود وحاضر است همه گونه کمک و خدمت کند برای دیارش و وطنش .
همه مسئولین و خدمتگزاران دست به دست هم داده اند و برای بازسازی شهرشان .
اما من وقتی به عکسهای روستایم می نگرم با خود می اندیشم که ای کاش یک ذره از همت آنان را ما می داشتیم .
قلعه ای با آن قدمت وتاریخی .یخچالی با آن معماری ،اسیر تازیانه های باد وطوفان و باران
نه دست نوازشی و نه همت وتصمیم و اراده ای برای این مجروح زمانه .
و می رسد روزی که خدای نکرده این چند من خشت وگل نیز اسیر باد وطوفان وباران گردد و به تاریخ بپیوندد و آن وقت است که دیگر آه وافسوس فایده ای ندارد.
افسوس خوردن هیچگاه فایده ای نداشته وندارد .
نمی دانم از چه کسی و چه ارگانی باید به عنوان فرزند کوچک روستا خواهش کنم و التماس و تمنا که مگر چقدر هزینه دارد این بازسازی ها .
بر فرض هم که هزینه زیادی هم داشته باشد آیا ارزش بازسازی را ندارد؟.
نمی شود با بازسازی آن هزینه آن را در طول زمان با جذب توریست جبران کرد.
به خدا می شود .وبه خدا امکان پذیر است .
در بازدیدی که از پادرخت داشتم مقداری تراورس راه آهن کنار درب ورودی دپو شده بود وفکر می کردم برای آتش غذای دهه محرم است اما دوستی گفت نه این تراورسها برای اجرای راه پله قلعه می باشد و مسرور شدم که قدم اول برداشته شده است .
دست مجریان طرح را هر که باشد وهر ارگانی به گرمی می فشاریم و امید که اجرای آن هر چه زودتر کلید بخورد و همچنین برای سایر آثار باستانی روستا .
همگی همت کنند تا همه طرحها اجرا گردد.هر چند نواقصی هم در کار باشد اما ارزش آن را دارد و بسیار ارزش دارد .
پیشاپیش اگر شهردار محترم .شورای اسلامی .میراث فرهنگی و نماینده محترم مردم همت نمایند دست همگی آنان را به گرمی بفشاریم و بفشاریم .
به امید آن روز و دیدار آثار باستانی بازسازی شده و نجات داده شده از تند باد حادثه باد وباران و......
آری به امید آن روز .
.......................................................................
و امروز مسرور از این که حرفهای من و دوستان و عزیزان آن دیار انگار جامه عمل به خود می پوشاند .
بسیار خرسند شدم وقتی خبر استارت مرمت یخچال را در وبلاگ یکی از یاران دیدم و تلفنی از دیارم مطمئن شدم .دست گل همه درد نکند .
نمی دانم نام که را بیاورم .شهردار محترم .شورای اسلامی شهر .میراث فرهنگی .فرماندار محترم .نماینده معزز. دوستان و بلاگ نویسم و همه وهمه که عاشق این روستا هستند وبرای تعالی آن دل می سوزانند .دست وپنچه همگی درد نکند .از صمیم قلب از همه شما یاران صمیمی و دست اندرکاران محترم تشکر می کنم و اگر احیانا نامی را فراموش کردم .به بزرگواری خود ببخشید که از کویر دورم .
از بافران می نویسیم و نوشتن از دیارمان تنها دلخوشیمان است برای فرار از روزمرگی های زندگی.