تبليغاتX
بافران

 
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

بسمه تعالی

بدینوسیله به اطلاع کلیه بافرانی های مقیم اصفهان می رساند هیئت بافرانی های مقیم اصفهان در نظر دارد در راستای جلسات سالیانه خود، سه جلسه پایانی محرم و صفر امسال را به شرح ذیل برگزار نماید:

زمان:   شنبه 17 و یک شنبه 18 و دوشنبه 19 بهمن ماه  1388

مکان:  اصفهان - خيابان سعادت آباد - روبروي اداره كل راه وترابري استان اصفهان 

شایان ذکر است این جلسات علاوه بر محرم و صفر هر سال به شکل ماهیانه و چرخشی نیز در اصفهان برگزار می گردد. در جلسات این هیئت علاوه بر مداحی و عزاداری موضوعاتی چون وضعیت بافرانی ها در اصفهان و ... نیز بررسی می گردد.




مشارکت در بحث:


نویسنده: م.ع.بافرانی

(داشتم فکر می کردم چقدر خوب می شه اگه سایر شهرها هم به دنبال یک چنین هیئاتی باشند...اگر بینندگان وبلاگ از وجود چنین هیئاتی در شهرهای دیگر خبر دارند خوشحال می شویم به دیگران هم اطلاع رسانی کنند.)


+ به قلم م.ع.بافرانی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

با سلام

خوشبختانه بحث خوب و سازنده ای در وبلاگ پیرامون برخی مسائل فرهنگی شهر بافران شکل گرفته است... با توجه به ایجاد شائبه هایی در خصوص برخی موارد احتراما چند نکته را یادآور می شویم:

1- از نخستین روز این وبلاگ برای بیان مسائل بافران، بالاخص در زمینه فرهنگی ایجاد شد. اینجانب و سایر نویسندگان وبلاگ به هیچ وجه تمایلی به دخالت در حوزه مسائل سیاسی شهر بافران نداشته و باوجود گذشت حدود 5 سال از عمر وبلاگ حتی یک مطلب سیاسی در آن به چشم نمی خورد. عدم ورود به حوزه جناح بندی های سیاسی و حب و بغض های شخصی را سرلوحه کار خود قرار داده و به سیاسی نبودن خود افتخار می کنیم... 

این رویکرد بعد از این هم ادامه خواهد داشت و اتفاقا در این زمینه در صورتیکه جایی لغزشی از ما می بینید خوشحال می شویم به ما تذکر بدهید.

خوشبختانه زبان و قلم اینجانب و سایر دوستان بسیار رک و صریح است و ضمن پرهیز از ورود به عوالم مشروح در بالا در سایر حوزه ها بدون هیچ مصلحت اندیشی یا اغماضی مطالب خود را نگاشته و منتشر می کنیم... ما استقبال می کنیم که شمایی هم که در قبال بافران دغدغه مندید به ما بپیوندید... با افتخار یوزر و پسورد را به دوستانی که ابراز تمایل کنند می دهیم و خوشحال می شویم از نظراتشان استفاده کنیم... 

روزی می توانم بگویم این وبلاگ به ایده آل خود رسیده است که چند صدایی از آن شنیده شود و نویسنده های خود وبلاگ از هم نقد کنند و به هم جواب دهند که این امری است بسیار میمون و مبارک...

2- رسم امانتداری در مورد نظرات داده شده در وبلاگ آن است که اگر مشکل خاصی نداشته باشد منتشر شود و بنابراین اصل ( علیرغم داشتن هزینه های زیاد برای ما) انتشار  نظرات محدودیت ندارد... کامنتها و نظرات این وبلاگ بدون هرگونه سانسور منتشر می شود... البته در مواردی که توهین به شخص حقیقی، و یا حقوقی در میان باشد و یا بی اخلاقی هایی صورت گرفته باشد ( ضمن احترام به نظر دهنده) آن را حذف می نماییم والبته ما بافرانی ها آنقدر والا فرهنگ هستیم که حداقل در دید عموم به دنبال تخریب هم نرویم...

کامنت همانطور که از نامش بر می آید نظر بیننده و کامنت گذار است و ربطی به نظریات مسئول وبلاگ ندارد... از آنجا که محدودیت انتشار وجود ندارد هیچ مسئولیتی را در قبال نظرات نمی پذیریم... در مواردی هم که توهینی باشد در اولین فرصتی که به وبلاگ سر بزنیم و آن را مشاهده کنیم حذف می نماییم

3- بخش جدیدی با نام «مشارکت در بحث» به آخر مطالب اضافه شده اند که نظراتی را که مرتبط با بافران باشند و ذیل مطلب آورده شده باشد و مشکلات فوق الذکر ( یعنی تخریب اشخاص و بی اخلاقی و توهین) نداشته باشد را منتشر می کنیم... علت این کار هم این است که موتور کامنت گذاری بلاگفا کند است ولذا به این شکل امکان بررسی کامنت ها برای خوانندگان در شهرستانها که سرعت پایین دارند راحت تر است. مطالبی که در این بخش می آید الزاما نظر ما نیست و چه بسا که بارها به خود ما هم در نظرات انتقاد شده و منتشر شده اند.

4- اخیرا برخی مسائل توسط یکی از دوستان بافرانی( با نام «یک دوست» که اینجانب هم ایشان را نمی شناسم) در کامنتهای وبلاگ منتشر شده است و بنابر رویکرد فوق آن را در بخش مشارکت در بحث منتشر کرده ایم. مسئولین محترم بافران نیز در بلاگ شورا پاسخی به مطالب داده اند که پاسخ آنها و ادامه بحث توسط این دوست منتشر شده است. 

برخود لازم می دانم از یک سو از این دوست که دغدغه مسائل بافران را دارد تشکر کنم و امیدوارم مسئولین هم قدر کسانی را که اینگونه برای بافران دل می سوزانند بدانند... 

از سوی دیگر از مسئولین شورا که بی تفاوت از کنار این انتقاد ها نگذشته و به آنها پاسخ گفته اند کمال تشکر را دارم، اصولا بر مبنای حکومتداری علوی هر مسئولی باید با روی باز از انتقادهای سازنده استقبال کرده و به موارد پاسخ گوید و هرچه به این اخلاق نزدیکتر شویم به اصولمان نردیک تر شده ایم.

5- اخیرا وبلاگی با نام شهر بافران ایجاد شده است که (نمی دانم چگونه) کلیه فرمتهای این وبلاگ را برای خود کپی کرده است.. از جمله لوگوی وی با این وبلاگ مشابه است و پیوندها و برخی مطالب هم مشابه اند... از آنجا که برخی دوستان از ما در مورد آن پرسیده اند صراحتا اعلام می داریم که اینجانب هیچ ارتباطی با این وبلاگ ناشناس ندارم و مطالب من تنها ذر وبلاگ بافران، برای بافرانیان منتشر می شود... از آن مسئول وبلاگ هم می خواهم جهت جلوگیزی از شبهات لوگوی این وبلاگ و فرمت آن را تغییر دهد تا شائبه ای پیش نیاید.

6- خداوند را شاکرم که روزبه روز بیشتر به آداب نقد آشنا می شویم و به دنبال پایبندی روی اصول و ارزشها هستیم. از خدا می خواهم همه روزه به ما این توفیق را بدهد که با اخلاص هرچه بیشتر و به دور از حب و بغض های شخصی به دنبال اصلاح امور مومنین باشیم.

التماس دعا

م.ع.بافرانی


مشارکت در بحث:

نویسنده: یک دوست
با سلام
در وبلاگ شورا مطلع شدم که در دهه فجر امسال نیز همایش بافرانی های مقیم برگذار خواهد شد. در این رابطه چند پیشنهاد ارایه می کنم:
1. به نظر من این همایش باید چند کارگروه داشته باشد که هر کدام بر روی یک موضوع خاص تمرکز کنند. از آنجا که تعداد معدودی از این جلسه ها در طول سال برگذار شده و در زمان محدودی نیز اجرا می گردد، به نظر نمی رسد فایده زیادی داشته باشد. از این رو بهترین شکل برگذاری آن چند مرحله ای کردن آن است. به طوری که:
1-1: همایش هیئت مدیره ای شامل برجسته ترین افراد (صاحب نفوذ و صاحب نظر) از قشر های مختلف تشکیل دهد. در کنار آن عضو گیری از افراد مختلف و فعال انجام گردد. این اعضا به چند کارگروه با اهداف و برنامه ریزی مشخص تقسیم شوند. سپس فراخوان عمومی برای جمع آوری طرح ها، ایده ها، سرمایه گذاری ها، بیان مشکلات و ... داده شود. در کنار آن از افراد موثر به صورت جداگانه دعوت شود. برای چند روز قبل از برگزاری همایش این نظرات جمع آوری شده و در کارگروه ها مورد بحث و بررسی قرار گیرد. نتیجه آن را در روز برگزاری همایش به اطلاع حاضرین برسانند.
2-1: شورا در این همایش ها بهترین فرصت را برای برنامه ریزی طرح های آینده خود دارد. چرا که می تواند ایده های توده مردم را جمع آوری کرده و با مشورت با ریش سفیدان و منتقدان، آن طرح ها را در اولویت قرار دهد.
1-3: وظیفه دیگر شورا در این طرح برقراری رابطه (میانجی گری) بین افراد طراح (شامل طرح های اشتغال زایی، صنعتی، خدماتی و ... از طرف دانشجویان، کارآفرین ها، فعالان محلی و ...) و افراد صاحب نفوذ، خیرین، سرمایه گزاران، مقامات اجرایی و ... است. مسلما اعضای شورا باید قدرت کلامی، مدیریتی بالایی برای قانع کردن طیف دوم (سرمایه گزار و ...) داشته باشد. به همین دلیل این کار باید کاملا برنامه ریزی شده باشد. برای مثال محل همایش باید کاملا شکیل و آبرومند باشد. (میز گرد و صندلی) نه روی زمین! این کار از لحاظ علمی (روانشناسی) برای تحت تاثیر قرار دارن آنها (بخوانید قانع کردن آنها) بسیار بسیار ضروری است. افراد سخنران باید کاملا گیرا و موثر صحبت کنند. برنامه ریزی اجرای مراسم نیز باید بسیار قوی باشد.

4-1: از فواید این همایش می توان اجرایی کردن طرح های صنعتی دانشجویان به کمک سرمایه گزاران را نام برد. به گونه ای که به جای سرمایه گزاری بر روی طرح های برنامه ریزی نشده، به استعداد های دانشجویی فرصت درخشش داده شود. در این صورت چند هدف به صورت همزمان پی گیری می شود. اهدافی مثل توسعه صنعتی، اشتغال زایی، فرهنگ سازی روحیه بسیجی، کشف استعدادهای دانشجویی، تشویق به تحصیل، بازگشت سرمایه برای سرمایه گزاران و ... 
به نظر شما برکات این کار نسبت به مثلا یک آشپزخانه دیگر در کنار مسجد پادرخت قابل مقایسه است؟ البته من تعمیر مسجد پادرخت را نیز مهم می دانم ولی برنامه ریزی شده. بلکه به دست مردم. سرمایه گذاری های بزرگ باید در ایده های بزرگ مصرف شوند.
در نهایت به دو نکته اشاره می کنم: یکی اینکه اگر فرصت برای نیروهای جوان فراهم شود و در عین حال به آنها اعتماد شود با یک برنامه ریزی مناسب می توان موجی از برکات (مادی و معنوی) را در بافران احیا کرد. دوم اینکه من هیچ گونه تعصب و ... در باب محله گرایی ندارم ولی کارهای مقطعی یا کم فایده که اغلب دردسر ساز هستند را قبول ندارم.
به امید پاسخ های خوشحال کننده، خداحافظ

نویسنده:م.ع.بافرانی
باسلام
گمان نکنم این همایش بدلی از همایش نخبگان باشد و البته امیدوارم که نباشد... ما هم درباره آن همایش عصر عاشورا دو مطلب نوشته ایم و به بسیاری از موارد بالا اشاره کرده ایم.که آخرین آن را می توانید اینجا ببینید.


نویسنده: بافرانی

5- اخیرا وبلاگی با نام شهر بافران ایجاد شده است که (نمی دانم چگونه) کلیه فرمتهای این وبلاگ را برای خود کپی کرده است.. از جمله لوگوی وی با این وبلاگ مشابه است و پیوندها و برخی مطالب هم مشابه اند... از آنجا که برخی دوستان از ما در مورد آن پرسیده اند صراحتا اعلام می داریم که اینجانب هیچ ارتباطی با این وبلاگ ناشناس ندارم و مطالب من تنها ذر وبلاگ بافران، برای بافرانیان منتشر می شود... از آن مسئول وبلاگ هم می خواهم جهت جلوگیزی از شبهات لوگوی این وبلاگ و فرمت آن را تغییر دهد تا شائبه ای پیش نیاید.
با سلام 
لطفا بگویید چگونه آرم وبلاگ شما را حذف کنم تا آن را حذف کنم 
آخه این وبلاگ را یکی از دوستان ساخته و من در این رابطه اطلاعاتی ندارم فقط مطلب می زارم
خ مثل خسیس


نویسنده:م.ع.بافرانی
سلام
دوست گرانقدر نکته ای که عرض کردم نه از سر خساست بلکه به دلیل ایجاد شبهاتی در نوشته ها بود... مطالب شما همه نشان از آن دارد که از فضای بافران به خوبی خبر دارید و از جزئیات می نویسید... اما این حقیر بیشتر کلی گویی می کنم و خیلی وارد جزئیات نمی شوم...
به هرحال هدفم تنها سلب مسئولیت از خود بود و الا اصراری به تغییر لوگویتان ندارم و اتفاقا باعث افتخار است که این لوگو را جالب دانسته و استفاده کرده اید...
ضمنا اگر نظری هم در مورد بافران و نقد و انتقادی داشتید ما از آن به گرمی استقبال می کنیم

+ به قلم م.ع.بافرانی در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
با اینکه به علت مقارن شدن ایام الله دهه فجر با دهه پایانی صفر و سالروز اریعین حسینی و شهادت امام حسن مجتبی، امام رضا و پیامبر اکرم ( علیهم آلاف السلام) عملا نباید این ایام را تبریک گفت لذا صرفا این ایام را گرامی می داریم...

از خداوند منان می خواهیم به ما توفیق دهد هیچگاه راه انقلاب، امام و شهدای عظیم الشان را از یاد نبریم.



مشارکت در بحث:
نویسنده: شورای اسلامی بافران
سلام دوست عزیز اگر واقعا طرف بعضی از حرفها شما نیستید و مثلا شوراست چرا نظر آنها را تایید می کنید . این کار به نظر من امانت داری نیست یه جورایی همنوا شدن با آنهاست البته ما جواب این بنده خدا را در وبلاگ شورا منعکس کردیم .


جوابیه شورای شهر بافران:www.bafranian.blogfa.com

سلام دوست عزیز

 ضمن تشکر از انتقادات شما دوست گرامی باید به عرض برسانیم که برنامه ریزی و اجرای برنامه ها در سطح روستا ( شما بخوانید شهر ) نیاز به همفکری و همراهی همه مردم دارد . علاوه بر این  هر چه برنامه ها و طرحها عالی باشد ولی بودجه ای برای اجرای آن نباشد همین می شود که هر کسی فکر کند که چه کارهایی می شود انجام داد ولی شورا مثلا انجام نمی دهد . ان شاء الله با ارتقاء روستای بافران به شهر و افزایش بودجه سالیانه و راههای درآمد آن مثل  دریافت عوارض از کارخانجات و همه مردم و بافرانیهای سراسر کشور به شهرداری بافران می توان به آینده بافران و اجرای طرحهای عالی امیدوار بود . شورای اسلامی در حال حاضر همه توان خود را بر این متمرکز نموده تا با همفکری نخبگان و انتخاب شهرداری خوب و کاردان ، فرصت شهر شدن بافران به تهدید تبدیل نشود .

 این که عنوان کرده اید که تقدیر از دانشجویان و نخبگان بافران کار بیهوده ای است جای سوال و تامل دارد . سوای همه مسایل جنبی و گاه تنگ نظریهای موجود ما به این کار افتخار می کنیم و امیدواریم که این کار در آینده نیز توسط اعضای شورای اسلامی بافران ، تداوم داشته باشد و امید که با بینش عمیق به مرحله ای برسیم که این برنامه ها را توهین قلمداد نکنیم . افتخار ماست که آینده سازان و نخبگان بافران را معرفی نماییم تا از پتانسیل و توان آنها در مدیریت ایران اسلامی و جامعه خود استفاده نماییم .

در زمینه برنامه های اقتصادی و عمرانی نیز کارهای ارزنده ای صورت گرفته که با همکاری نماینده محترم شهرستان جناب آقای دکتر حسنی و بازدید مقامات عالی رتبه نظام این مسایل بروز و نمود یافته که نمونه هایی از آن به قرار زیر است :

نمونه شدن بافران و  ارتقاء بافران به شهر (ساخت بلوار ورودی و پارک و مجموعه شهرداری و ادارات وابسته در کنار آن ( در دست اقدام )  ، آسفالت کوچه و معابر ، ساخت آبگیرهای پارکی و لاجاره ، واگذاری زمین ارزان به جوانان و جذب مهاجر جهت توسعه بافران و نیز تلاش در جهت آزادسازی زمینهای بافران که تحت تصرف بنیاد مسکن قرار گرفته و حق بافران و جزء مستثنیات بافران بوده از دیگر برنامه هاست که به جد دنبال می شود و این همه مشتی از خروار است و ما قصد خودنمایی و به رخ کشیدن و تبلیغ فردی خاص و تضعیف دیگران را نداریم .  اگر کسی هم نخواهد ببیند مصداق همان می شود که خود را به خواب زده و اگر بمب اتمی هم منفجر شود از خواب بیدار نمی شود و ما هم قصد نداریم او را بیدار کنیم !!

درباره قدمگاه نظر ما فقط این است که باید از این ظرفیت و پتانسیل موجود  با بازسازی قدمگاه و ساخت مجموعه های تفریحی و رفاهی در کنار آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و در حال حاضر بانی این کار هیات امنا و مردم عاشق ولایت و امامت هستند و شورا تنها بر کار آنها نظارت دارد و هیچ گونه تعصب و به قول شما محله گرایی هم در این کار دخیل نیست چرا که قدمگاه نه از محله خاصی است و نه به فرد خاصی وابسته است . قدمگاه متعلق به آقا علی بن موسی الرضا ( ع ) است و ما هم بنده ی گنهکار آستان او هستیم و بس .

طراحی و تعریف شهرک صنعتی بافران و مهیا نمودن زمینه حضور سرمایه گذاران نیز از دیگر برنامه هایی است که به جد توسط شورا و همکاری نماینده محترم شهرستان در حال پیگیری است و امید که با این قدم بتوانیم زمینه کار و اشتغال جوانان جویای کار را فراهم نماییم و دین خود را ادا نماییم .

 در پایان به عرض مبارک می رسانیم که همه عزیزانی که در راستای آبادانی و شکوفایی بافران ، قدم برداشته و یا برمی دارند از نظر ما محترم هستند و ما دست یکایک آنها را به گرمی می فشاریم و می بوسیم .



نویسنده: م.ع.بافرانی
شورای محترم شهر بافران،
با سلام
همانطور که اطلاع دارید نظرات این وبلاگ هیچ محدودیتی ندارد و نظرات بسیاری که در آنها به خود من توهین هم کرده اند منتشر می شود... اینجانب هیچ کنترلی روی نظرات اعمال نمی کنم و نظرات اینجانب مستقیما در خود مطالب درج می شود... لذا در هیچ مورد از موارد مشارکت در بحث الزاما با نظر منتشر شده همنظر نیستم

آن نظردهنده گرامی را هم نمی شناسم... از آنجایی که نظر او توهین به کسی نبود و تنها چند سوال بود آن را منتشر نمودم... ضمنا خوشحال می شوم اگر جوابیه تان را در این وبلاگ هم منتشر نمایید...

اینجانب بارها گفته و باز هم تاکید می نمایم که از سیاسی شدن خود در بافران پرهیز دارم و لذا به هیچ وجه اینجانب را وارد مسائل سیاسی نفرمایید اما اتفاقا رسم امانتداری همین بود که نظر منتشر شود...
 و من الله التوفیق


نویسنده: یک دوست
با سلام
در رابطه را پرسش و پاسخی که صورت گرفته است:
1. من از همان ابتدا با دوستی (عنوان یک دوست) مطلب را آغاز کردم. در بیان مطالبم سعی کردم از محدوده ادب خارج نشوم. از طرفی این نکته را نیز قبول دارم که همه ما در نقد تبحر داریم ولی کیست که بتواند تلاش ها را مدیریت کند؟ به همین دلیل من که قدرت مدیریت را بازخواست کردم، شاید خودم هم این قدرت را (بهتر از شما) نداشته باشم. از این رو از بی تدبیری پیام قبلی خود پوزش خواسته و در ادامه تلاش خواهم نمود مطالبم را سازنده بیان کنم. در همین جهت:
1. از آنجا که بافران به شهر ارتفاء یافته، چه تصمینی برای درست بودن اجرای موضعی طرح های عمرانی و ... که بدون در نظر گرفتن طرح های چشم انداز اجرا می شوند وجود دارد؟ به نظر من قبل از انجام هر گونه کار جدیدی در بافران باید طرح چشم انداز آن با مدیریت و دور اندیشی عالی رسم شود، سپس این طرح به تایید مردم برسد. در مرحله بعد طرح قدم بندی شود تا وظیفه هر کس در هر نقطه و هر جایگاه روشن باشد. اجرای این عمل چند فایده دارد:
1-1. حمایت کامل مردم را از اقدامات شما در پی خواهد داشت.
2-1. کسی نمی تواند بی جهت و با تعصب جبهه گیری کند.
3-1. استعداد ها شناسایی و به کمک فراخوانده می شوند.
4-1. از تصمیمات مقطعی و به دنبال آن برخورد های سیاسی و جبهه گبری ها و تفرق مردم جلوگیری می شود.
و ده ها فایده دیگر
از این رو (به نظر من) اگر چه طراحی این چشم انداز آینده هزینه های مادی و نیز زمانی زیادی خواهد داشت بزرگ ترین قدم در جهت سازندگی بافران خواهد بود
2. از وبلاگ شما جناب آقای م.ع. بافرانی بسیار تشکر می کنم. چرا که امکان پرسش و پاسخ را با همه اهالی فراهم می کنید. با اعلام نظر در وبلاگ شورا شما فضا به گونه ای است که انگار دارید با ایشان دشمنی می ورزید. پیامبر می فرمایند زمانی که از یک نفر کار اشتباهی را دیدید، اول از همه نسبت به او نیت خیر داشته باشید، و برای خود توجیه بیاورید که او حتما دلیلی برای کار خود دارد.تا آنجا که متقاعد شوید. این که همه بدند غیر از اینکه خلافش ثابت شود اشتباه است. شاید برخی افراد مثل من باشند که نیاز دارند هدایت شوند تا درست رفتار کنند. شما با این برخوردتان از آنها یک دشمن سرسخت می سازید. از این رو خواهش می کنم فضای نقد دوستانه را در وبلاگ شورا باز کنید. الان نظرات خوانندگان اصلا نمایش داده نمی شوند یا گزینشی هستند. این کار به نظر من توهین بزرگی است. به همین دلیل من به این وبلاگ خیلی بیشتر از وبلاگ شورا علاقه مندم. چرا شورا با پاسخ های بلند منشانه نویسنده های تازه وارد(ولی دلسوز) را از کارشان پشیمان نمی کند؟ (به جای حذف نظرات آنها) با این اوصاف چه کسی باید پاسخ شبهات مردم را بدهد؟
3. با توجه به مطالب بالا اگر مدیر وبلاگ اجازه دهند نظراتم را در این وبلاگ به مردم و نیز اهالی محترم شورا می رسانم. در مورد تشویق دانشجویان من گفتم اگر از هویت بخشی آن به دانشجویان جدید صرف نظر کنیم تاثیری روی دیدگاه پشت کنکوری ها ندارد. این کار خوب است ولی اگر به قصد تشویق پشت کنکوری ها برای درس خواندن باشد توهین به آنهاست. من درخواست می کنم اقداماتی (یا آموزش هایی) انجام شود که آنها به فرق بین درس خواندن(ادامه تحصیل) و درس نخواندن پی ببرند. و در ادامه درخواست کردم که برای این موضوع چاره ای اندیشیده شود یا برنامه ای تدوین شود.
4. آقای م.ع. بافرانی اگر شما از ادامه این روند راضی هستید من بسیار خوشحال می شوم نظر شما را هم در مورد مسایل گوناگون بدانم. البته از این جسارت در برابر مدیر سایت عذرخواهی می کنم. 
خداحافظ

+ به قلم م.ع.بافرانی در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
شاید شما هم مثل من تمایلتان به استفاده از عرقیات و داروهای گیاهی بیشتر از داروهای شیمیایی است... در این صورت توضیه می کنم یک کپی از مطلب زیر را تهیه کرده و همواره به همراه داشته باشید.

عرق آویشن:     مسکن – ضد سرماخوردگی – مقوی معده – معالج بیماریهای قارچی پوست – ضد ورم بینی وگلو.


عرق اسطو خودوس:      تقویت کننده اعصاب – معالج برونشیت وزکام – پایین آورنده تب ونیروبخش – ضد تشنج وصرع درمان بیماریهای عصبی.



عرق بید:     درمان تب های شدید ودردهای تناسلی – زردی پوست (یرقان) – تصفیه خون.


عرق بهارنارنج:      تقویت کننده مغز واعصاب – نشاط آور- تقویت قلب.


عرق بادرنجبویه:     ضد خستگیهای روحی – استفراغ های دوران بارداری – برونشیت وتشنج – ضد قلنج – درمان دل پیچه.


عرق بومادران:     ضد ورم روده ومعده – ضد روماتیسم ونقرس – رفع اختلالات قاعدگی ودرد دوران قاعدگی.


عرق بیدمشک:      تقویت کننده فلب – رفع ناراحتیهای اعصاب – ضد تپش قلب.


عرق پونه:     ضد سیاه سرفه وگریپ – خلط آور- بادشکن – قابض – بازکننده عروق – ضد عفونی کننده .


چهارعرق سرد:     تب بر- خنک – تقویت کننده معده.


چهارعرق گرم:     تقویت کننده معده – مفید برای هضم غذا – رفع ناراحتی های روده .


عرق چهل گیاه:     تقویت کننده معده – کمک به هضم غذا – بادشکن – ضد سردی – ضد تهوع واستفراغ .


عرق خارخاسک:     مدر قوی – رفع سنگ کلیه ومثانه – کیسه صفرا- تصفیه خون.


عرق خارشتر:     ضد عفونت مجاری ادراری – سنگ شکن – مدرقوی – ضد سیاه سرفه.


عرق رازیانه:     معطر کننده – محرک – بادشکن – مدروقاعده آور- درمان بواسیر ونقرس – ازدیاد شیر مادران .


عرق زنیان:     ضد نفخ معده – ضد ترشی معده – ضد عفونت – ضد انگل – بادشکن – درمان عوارض بعد از ترک اعتیاد.


عرق زیره:     ضد چاقی – تصفیه کننده خون – ضد هیستری وتشنج – افزایش شیر مادران – بادشکن – هضم کننده غذا – کاهنده چربی خون.


سرکه سیب:     لاغر کننده – مکمل غذا


عرق سنبل الطیب:     خواب آور- مسکن – تقویت قلب – اشتها آور


عرق شاتره:     ضد خارشهای پوستی – صفرا بر- تقویت کبد – نشاط آور- ضد نفخ – اشتها آور.

عرق شنبلیله:     ضد قند – تقویت قوای جنسی – نیرو بخش.


عرق شیرین بیان:     درمان قاطع زخم معده واثنی عشر- ضد سرفه – صفرا بر.


عرق شوید:     ضد چربی خون – جهت پایین آوردن کلسترول – ازدیاد شیر مادران – درمان لاغری


عرق کاسنی:     مفید برای کبد – ضد جوش – ضد خارش – تصفیه کننده خون – کاهنده چربی .

عرق کیالک:     تصفیه کننده خون – جلوگیری ازعواقب سعت کلسترول – جلوگیری ازتنگ شدن رگها.


عرق گزنه:     اثر قاطع در رفع بیماریهای پوستی وجلدی – ضد چربی وقند خون – ضد خون ریزی – بازکننده عروق – مدر.


عرق گلبهار:     مفید برای لطافت پوست دست وصورت – مقوی معده


عرق مریم گلی:     ضد دیابت – ضد رماتیسم واسهال – ضد سینوزیت – ضد انگل – ضد نفخ .


عرق مخلصه:    ملین – مقوی – دفع سموم – ضد قولنج – پاد زهر قوی مفید برای ناراحتیهای کمرو مفاصل عضلانی – تقویت معده .


عرق مورد:     ضد خون ریزی – قابض روده – درمان اسهال وبواسیر- تقویت رشد مو- ضد آفت .


عرق نعنا:      ضد دل درد – دلپیچه – ضد نفخ – بادشکن – تقویت کننده معده کودکان


عرق یونجه:     چاق کننده – نیروبخش – معالج رعشه وناراحتی های عصبی – تصفیه خون – کاهش قند خون


مشارکت در بحث:


نویسنده: دو دوست

به نظر من بهتر است از چند نفر درخواست کنید تا در مورد بافران و در زمینه های مستقل مطلب بنویسند. من متوجه نمی شوم هدف از گذاشتن ای مطلب در وبلاگ سازندگی بافران چیست؟ 
اگه استعدادهای وبلاگ نویسی بافران را شناسایی کنید و ازشون تقاضای همکاری در زمینه های مستعد بافران بکنید تبلیغ و استعدادشناسی نیست؟ زمینه هایی مثل گردشگری، فرهنگ، اخلاق، سیاست، سازندگی، انتقادی، مردم شناسی، خبری، عرفانی و ...
این که نشد. مثل آش رشته هرچی فکر کردید قشنگه تو وبلاگتون نوشتی


نویسنده : م. ع. بافرانی
دوست گرانقدر... بحث شما را قبول دارم و اتفاقا به افراد زیادی هم درخواست همکاری داده ام... اما مثل اینکه خیلی ها مصلحت نمی دانند در حوزه هایی که یک کم برایشان هزینه ( معنوی) دارد همکاری کنند... اتفاقا خوب است پیشنهاد خودتان را خودتان به کار ببندید و اولین کسی باشید که در نوشتن وبلاگ دست یاری برای ساختن بافرانی آبادتر به ما می دهید...
منتظر ایمیل شما هستم:mabafrani@yahoo.com


نویسنده: یک دوست

با سلام
آقای بافرانی من هم اکنون در وبلاگی که اتفاقا به وبلاگ شما نیز لینک شده سعی می کنم در مورد مسائل فرهنگی یک سری مطالب را جمع آوری کنم. در کل دو مشکل وجود دارد. از طرفی این مطالب نظر شخصی من است و از طرف دیگر خوانندگان این وبلاگ بسیار معدود هستند. در صورتی که راه حلی برای این مشکلات در نظر گرفته شود من خوشحال می شوم در مورد مسائل فرهنگی (به طور کلی و اختصاصی برای بافران) مطلب بنویسم


نویسنده: م.ع.بافرانی
دوست گرانقدر
باسلام
اینجانب بسیار خوشحال می شوم که افتخار همکاری با شما داشته باشم... لذا خواهشمندم در یک ایمیل خود را معرفی نمایید و ایمیلتان را به این حقیر بدهید تا امکان ارتباط گیری بعدی باشد... اتفاقا قلم شما خوب و به دور از اهانت و توهین است...منتظر هستم


نویسنده: دوستدار شما

ایکاش صاحبخانه و یک دوست و دو دوست رامی شناختم شاید اینجانب هم از انچه درباب اداره واجرای امور میدانستم به عنوان تحفه ای ارایه میدادم


نویسنده: م.ع .بافرانی

با سلام

شکی نداشته باشید که صاحب این خانه بافرانیانند... من هم تنها کاری که می کنم فراهم آوردن محفلی جهت تبادل نظر است، نه بیشتر و نه کمتر... اصولا همه ما بندگان خداوندیم که از بد یا خوب روزگار بافرانی زاده ایم... عشق به فرهنگ خطه عزیزمان، بافران، در رگهای ما موج می زند و شکرگذار خداییم که ما را در دیاری با مردمانی اهل ایمان و عشق به خدا و اسلام و با فرهنگ و عزیز و گرانمایه نهاد...

من که شما و آن دوست گرانقدر را نمی شناسم اما اگر از من جویا می شوید می توانید به این حقیر ایمیل بزنید تا خود را کاملا برایتان معرفی کرده و اصل و نسب خود را بگویم... هر چند که فرقی هم نمی کند، رویکرد ما زندگی بر مبنای مشترکات است و همین که همه بافرانی هستیم اشتراک خوبی است برای دور هم  بودن هرچند هم نظر هم نباشیم... 

ایمیل من : mabafrani@yahoo.com

اینجانب خوشحال خواهم شد افتخار همکاری با هریک از بافرانیان بافرهنگ نصیبم گردد...

التماس دعا

+ به قلم م.ع.بافرانی در شنبه دهم بهمن 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
بعضي‌ها نان نامشان را مي‌خورند،

بعضي‌ها نان جوانيشان را مي خورند،

بعضي‌ها نان موي سفيدشان را مي خورند،

بعضي‌ها نان پدرانشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان خشك و خالي ميخورند،

بعضي‌ها اصلا نان نميخورند،

***

بعضي‌ها با گلها صحبت مي‌كنند،

بعضي‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند.

بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند.

بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند.

***


ادامه مطلب را بخوانید!


ادامه مطلب
+ به قلم م.ع.بافرانی در دوشنبه پنجم بهمن 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

حدود یک ماه قبل خبر تبدیل روستای بافران به شهر منتشر شد و البته بسیاری هم راجع به آن موضع گیری هایی کردند. به عنوان مثال می توانید به موضع گیری های برخی از خوانندگان وبلاگ بافران در ذیل خبر شهر شدن مراجعه نمایید.(اینجا)

چند روز بعد هم که عاشورای حسینی بود و به بافران رفته بودم به خوبی دیده می شد که این موضوع نقل بسیاری از محافل شده است و بسیاری از افراد راجع به آن نظرات مخالف یا موافق خود را بیان کردند. 

در این بین موافقین از زیاد شدن بودجه های بافران و امکانات بیشتری که به آن تعلق میگیرد سخن گفتند و مخالفان هم از اینکه با این کار هزینه های تحمیلی بر مردم زیاد می شود و دیده می شد که هر دو طرف با تکیه بر دلایل اقتصادی نظر خود را بیان می کردند.

و من در تعجب و تفکر بودم... تعجب از آن جهت که آیا برای این دوستان چیزی جز مباحث اقتصادی ( و مثلا بودجه بیشتر بافران یا دادن عوارض و مالیات و ...) اهمیت و موضوعیت دارد؟ و تفکر از آن باب که بتوانم موضع خود را نسبت به این مسئله روشن کنم... 

البته نتیجه گیری من و شما موجب تغییر جدی نمی شود ولی حداقل فایده آن این است که موضع گیری خود را نسبت به این مسئله بدانیم و من باز هم رجوع می کنم به حوزه فرهنگی، چراکه از نظر این حقیر مسئله ای مهم تر از بحث فرهنگی برای نظر دادن در این باب وجود ندارد...

البته مشخص است که این تحلیلی که در ادامه می آید به هیچ وجه حکایت از اتفاقات امروز و فردا ندارد بلکه این اتفاقی است که می توان آن را در دور دستها جستجو کرد( مثلا افق 1404!!!!!)

...

بیایید بررسی کنیم که با شهر شدن یک روستا در ایران و زیاد شدن بودجه آن و امکانات رفاهی در آن چه اتفاقی می افتد؟

در سالهای اولیه این اتفاق منجر به تحسین همگان شده و عینی شدن نتایج این اتفاق برای همگان میمون خواهد بود. به عنوان مثال آسفالت شدن شهر، ایجاد پارک، راه اندازی بانک، تاسیس کارخانه، تاسیس دانشگاه و... همگی از این موارد است. اما در ادامه اتفاقات ناگواری رخ می دهد.

با ورود و زیاد شدن امکانات در شهر، در ابتدا مهاجرت از شهر کم شده و در مرحله بعد مهاجرت معکوس به وجود می آید و در مرحله آخر هم مهاجرت نیروی کار را به شهر خواهیم دید.

در این مرحله یک مرحله شکاکیت فرهنگی و در ادامه بی هویتی نسل جوان را خواهیم دید. در ادامه بازتولید فرهنگ جامعه ، البته در شکلی بسیار نامطلوب و سطحی و روبنایی، دیده می شود و در مرحله بعد هم اساسا با یک جامع بی هویت مواجه می شویم. در این مرحله نسلهایی که فرهنگ گذشته را درک کرده بودند ناگهان با این فرهنگ عجیب و نامانوس جوانان مواجه شده و سعی در از بین بردن آن با روشهای قهری و سلبی دارند که نتیجه ای ندارد جز بدتر شدن اوضاع. تازه اینجاست که بزرگان می فهمند که چه بر سرشان آمده است و این اتفاقی است که ما باید منتظر آن باشیم...

 

اندکی ملموس تر می نویسم... مثلا مقایسه کنید شهرهایی مثل کاشان و اردکان را با 10 سال قبل نایین... نایین که هنوز به لحاظ امکانات رفاهی در سطح پایینی قرار داشت و مهاجرت داشت دارای فرهنگی اصیل، آداب و سنن و رسم و رسوم مختص به خود، جامعه دیندارتر، پاکتر و البته محافظه کارتری در حوزه فرهنگی بود ولی در همان زمان شهرهایی مثل اردکان و کاشان که مهاجرت معکوس داشتند با بسیاری از مشکلات شهر شدن مواجه شدند... که نمونه های آن از بین رفتن بسیاری از آداب و رسوم، ورود ناگهانی فرهنگهای جدید، کاهش چشمگیری دینداری بالاخص در جوانان و افزایش بزهکاری می باشد. در این خصوص می توانید وضعیت کنونی نایین را هم با 10 سال قبل مقایسه نمایید تا شرایط روشن تر شود.

مشکل چیست و کجاست؟ آیا شهر شدن و افزایش امکانات بد است؟ علت چیست؟

اینجانب اندک مطالعه ای در این حوزه هویت شناسی جوامع نمودم. ( بعنوان مثال رجوع کنید به تطورات گفتمانهای هویتی دکتر کچوئیان و یا توسعه و تضاد دکتر رفیع پور) بنابرنظریات این اساتید پس از آنکه جامعه ای با موج ورود مدرنیته مواجه شد آرام آرام به علت عدم تشکیل جبهه فرهنگی هویتی در آن جامعه ، فرهنگ مدرن به درون آن رسوخ پیدا کرده و آنان را مسخ می کند و البته فرهنگ مدرن هم چیزی نیست جز بی هویتی... اساسا پیدا شدن صفاتی چون افسردگی جوامع،  اومانیسم یا فردگرایی، نیهیلیسم یا نداشتن جهان بینی مشخص و بی هویتی از شاخصه های نمایان کننده این پدیده اند.

از نمونه هایی که در سطح بزرگتری در جامعه ایران اتفاق افتاده است همان تغییر فرهنگ مردم ایران پس از جنگ و ورود به عرصه سازندگی بوده است. در آن دوره نیز جایگزینی فرهنگ مدپرستی و بی هویتی و شکاکیت به جای فرهنگ اصیل انقلابی اسلامی دوره جنگ که در حد زیادی در جبهه ها نمود پیدا می کرد نشان از همین هجمه فرهنگی مدرن داشت و البته متاسفانه این تغییر فرهنگ بسیار آرام و دلنشین است.

نمونه ای دیگر هم که شاید همگان می دانیم حرکت جوامع به سمت اومانیسم با ورود فناوری های مدرن است. به زبان ساده تر اگر روزگاری به خاطر نبود تکنولوژی هایی چون تلویزیون و کامپیوتر مردم بیشتر به هم سر می زدند و اصولا رفت و آمد ها و مراودات بیشتر بود ولی امروز با آمدن موبایل و .. کار به جایی رسیده است که جای تلفن را هم یک اس ام اس گرفته است و اینها همه و همه نشان از تحت تاثیر مکتب فردگرایی قرارگرفتن جوامع است.

 

 

و همه اینها نشان از آن دارد که شهر شدن بافران اگر بدون درنظرگرفتن تدابیر خاصی باشد ما را به همانجا سوق خواهد داد که امروز شهرهای دیگر با آن مواجه اند و این روند رسوخ آرام مدرنیته به درون جوامع را در بافران شدت می دهد... و البته الآن هم وضع خیلی خوب نیست و شهر نشده در کام بی هویتی فرهنگی گرفتار هستیم(چونان دیگران ولی با نرخ کمتر)... و من هنگامی که به این فکر می کردم و می انیشیدم که در آینده بافران ما چگونه خواهد بود برخود لرزیدم و ترسیدم از آنکه روستای بافران را با همه فرهنگ و سنن و رسوم خاطرات و تلخی ها و شیرینی هایش در گورستان تاریخ به خاک بسپاریم و به سوی شهر بافران حرکت کنیم بی آنکه بدانیم کجا می رویم...

وقتی اندیشیدم دیدم اگر قرار باشد حاصل این شهر شدن موارد بالا باشد من همچنان دلم می خواهد یک بچه روستایی و دهاتی بمانم... دلم نمی خواست به همراه این موج، من هم یک آدم شهری شوم... منی که در این چند سال با وجود آنکه اکثرا در تهران بوده ام ولی همچنان به دهاتی بودنم و فرهنگ دهاتی ام( که البته در بافران از بسیاری وشاید همه شهرهای دیگر غنی تر است) افتخار می کردم حال باید بنشینم و ویران شدن این کاخ فرهنگی را شاهد باشم، سیاسی شدن آن در این چند ساله  خود داغ بزرگی بود و این داغ هم داغی بزرگ تر و دردناکتر...


چه باید کرد؟

به نظر این حقیر کار دراین حوزه بسیار سخت است و در بسیاری از موارد مشابه جواب نداده است ولی جوامعی بوده اند که علیرغم ورود کامل به مدرنیته و عبور از دوران گذار فرهنگ غنی خود را حفظ کرده اند و از این جمله اند کشورهایی مثل ژاپن، سنگاپور و مالزی.

بنابراین به نظرم باید حتما کارگروه ویژه ای زیر نظر مسئولین به بررسی جوانب مختلف این امر پرداخته و راهکارهایی برای رفع آن بیندیشند والبته این کار یک جلسه و دو جلسه نیست... بد نیست شورای بافران این افزایش بودجه را در مرحله اول صرف آن کند که این فرهنگ از بین نرود و این کاخ ویران نگردد که بازسازی آن به هیچ روی ممکن نیست...

اصولا تنها راه آن است که یک جبهه فرهنگی در مقابل این بی هویتی ایجاد شود و این همان کاری است که امام خمینی(ره) در انقلاب ایران انجام داد و انقلاب ما پیش از آنکه اقتصادی و یا سیاسی باشد یک ""نه"" بزرگ مردم ایران به ورود فرهنگ مدرن بود. باید با شناخت دقیق ابعاد مسئله به کار فرهنگی و تبلیغاتی دست زد. مبادا خدای ناکرده فراموشمان بشود و روزی چشم باز کنیم و ببیینم دیگر حتی خودمان را هم نمی شناسیم و نمی توانیم باور کنیم از کجا به کجا رسیده ایم.

و من متاثرم از این که حتی یک نفر را ندیدم که به این امر بیندیشد و تفکری بکند که خوب حالا چه می شود؟و 20 سال دیگر بافران را در نظر بیاورد... هیچ کس به فکر بازتولید و نگهداشت فرهنگ غنی بافران هم نیست و لذا با این اوصاف

ما همچنان افتخار می کنیم که دهاتی هستیم و فرهنگ روستایی بافران در رگهایمان جاری است و گریزانیم از اینگونه شهری شدن.


والسلام



مشارکت در بحث




نویسنده: یک دوست

ا سلام
در رابطه با ساخت آشپز خانه جدید و سایر طرح های بافران
1. وقتی یک آشپزخانه مجهز در روستا هست چه نیازی برای بنای یکی دیگر هست؟
2. مطمئن باشید تمام شور و حال حواشی مراسم عاشورا (پخت غذا و قربانی و ...) به خاطر سنتی بودن آن است. من مقاله شما را در مورد تهدیدات مربوط به شهر شدن خواندم و فکر می کنم خارج کردن طرح از شکل سنتی و به طبع آن حذف بسیاری از مراسمی که روحیه بسیجی همراه با عشق به امام حسین را به همراه خود دارند، مثل حذف مراسم جمع آوری هیزم، آسیب بسیار بزرگی را به بدنه ساده و سنتی بافران می زند. من واقعا متعجبم شما به جای نهادینه کردن چنین مراسم به یاد ماندنی در صدد حذف آن هستید. من هرگز راضی نیستم شور و حال پخت سنتی غذا را با "آشپز خانه مدرن" عوض کنم. فکر نمی کنم بقیه هم راضی باشند

. متحیرم شما چرا به جای تصمیم گیری برای احیای مسجد پادرخت و اجرای یک طرح بنیادی باز هم زود (بخوانید متعصبانه) تصمیم گرفته اید. اصلا شما برای 10 سال آینده بافران تصمیم گرفته اید. مسیر های اصلی کجا هستند؟ می توانم خواهش کنم طرح چشم انداز آینده بافران را (که وضعیت ایده آل تمام اماکن، معابر، مساجد و ... را نیز نشان می دهد) در سایت مورد قضاوت مردم قرار دهید. اصلا شما برای اجرای طرح هایتان برنامه ای دارید؟ چرا وقتی خود مسجد پادرخت در حال تخریب است باید در کنار آن "آشپزخانه مجهز" ساخته شود!!!!؟ اصلا شما امکانات بالقوه بافران را شناسایی کرده اید؟ شما چگونه می خواهید وضعیت توریستی بافران را بهبود ببخشید در حالی که نمی دانید چه کار باید بکنید؟ مثال عرض می کنم شما برای انتخاب شهردار چه ملاک هایی را در نظر گرفته اید؟ اصلا از وی طرح درخواست می کنید؟ می توانم بپرسم مشاوران شما در طرح های عمرانی، فرهنگی و ... کدام افراد صاحب نظر هستند؟ ببخشید جسته گریخته صحبت می کنم ولی تشویق دانشجویان هم شد کار فرهنگی؟ به نظر شما دیدگاه چند نفر از پشت کنکوری ها با اهدای این چوایز عوض شده است؟ آنها اگر می توانستند قبول شوند برای آینده خودشان هم که شده قبول می شدند، نه برای جایزه شما! به نظر من اگر از جنبه هویت بخشی به افراد جدید در این کار، صرف نظر کنیم این کار شما توهین به آنهاست.
شما چه قدر برای حل مشکلات اقتصادی، شغل، فرهنگی مردم روستا به نماینده نایین فشار می آورید؟ چرا از ایشان مطالبه صنعت، بیمارستان در خور مردم نایین، جذب بودجه های عمرانی و ... نمی کنید؟ چرا ایشان را وادار به پاسخ گویی منظم به مردم و خواسته هایشان نمی کنید؟
چرا؟چرا؟چرا؟
اه تو رو خدا واسه یک بار هم که شده برنامه تونو به ماهم بگید بدونیم.
خداحافظ


نویسنده: م.ع.بافرانی

دوست گرانقدرم... گمان می کنم طرف صحبت شما شورا باشد... امیدوارم خودشان این مطلب را بخوانند و پاسخ دهند...به هر صورت اینجانب مسئولیت اجرایی در بافران ندارم...

+ به قلم م.ع.بافرانی در شنبه سوم بهمن 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

باسمه تعالی
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)

با تعظيم به مشيت الهي بدین وسیله به اطلاع می رساند مراسم سالگرد (اسفند ملتی) عزيزاني كه از تاریخ ۲۳/۱۱/۸۷ در شهر بافران به ديدارمعبود شتافته اند روز جمعه مورخ  ۲۳/۱۱/۸۸ از ساعت 8 صبح الی 12 ظهر هم زمان در  بافران برگزار می گردد.

لذا از کلیه خانواده های مصیبت دیده درخواست می شود محل برگزاری مراسم اسفند عزیزان از دست رفته را به واحد تابلو تفت و تاج گل انجمن خیریه فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) مستقر در مسجد جامع بافران اطلاع دهند.

جهت ملاحظه لیست اسامی متوفیان اینجا کلیک کنید.

 

+ به قلم م.ع.بافرانی در شنبه سوم بهمن 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

واقعا خودم هم بسیار ناراحتم که راجع به یک موضوع دو دفعه در وبلاگ بنویسم ولی از آنجا که این مشکل هنوز مرتفع نشده است و باید برای آن چاره ای اندیشید مجبورم به عنوان اولین مسئله حاشیه ی محرم بافران به آن بپردازم. البته چون نقدها و نقطه نظرات را در مطلب اول نوشته بودم در این مطلب صرفا به بیان چند پیشنهاد و مصداق برای همان نقدها می پردازم. ( می توانید مطلب اول را در اینجا بخوانید)

خوشبختانه یا متاسفانه امسال موفق به حضور در همایش بافرانی های مقیم سراسر کشور در عصر عاشورای حسینی در بافران شدم، چند نکته کلی در همان نگاه اول به ذهنم خطور کرد که به شکل کاملا خلاصه و مصداقی در ادامه می آورم:

1- همایش از لحاظ نوع برگزاری مراسم و اجراییات بسیار خوب بود ولی متاسفانه باز هم نوعی سردرگمی محتوایی در برنامه ها دیده می شد. البته حضور دکتر بیات (که اینجانب قبلا در دانشگاه امیرکبیر با ایشان آشنایی داشتم) می توانست برنامه را پرمحتواتر کند ولی به نظر می رسد موضوعی که به ایشان جهت سخنرانی داده شده بود کشش آنکه بتوان از دل آن یک بحث خوب و جدی را ارائه کرد نداشت. 

به هر صورت موضوع " وظیفه نخبگان در قبال جامعه" واقعا موضوع مهمی است و به طور کلی ( علیرغم وجود موارد بالا) بحث شدن این موضوع توسط ایشان به پرمحتوا و پرفایده شدن مراسم کمک خوبی کرد.

2- اما باز هم از موضوعات اصلی غفلت اساسی صورت گرفته است. اینجانب قبول دارم که امکان تعریف پروژه های فرهنگی از دل جلساتی که افرادی با سلایق مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاضر می شوند ضعیف است ولی چنین فضاهایی موقعیت خوبی است برای آنکه در حوزه اقتصادی پروژه های بسیار قوی و خوبی برای شهر بافران تعریف شود.

به عنوان مثال ممکن است اینجانب(یا هرکس دیگر) طرحی در رشته خودم برای اجرایی کردن یک طرح صنعتی داشته باشم که اگر سرمایه گذار آن وجود داشته باشد و نیز مسیرهای قانونی هموار شود و شرایط را مناسب ببینم بی شک آن را پیگیری کرده و اجرایی می کنم. همین گونه است در بسیاری موارد دیگر، به عنوان مثال هم اکنون بسیاری از کسانی که تحصیل کرده هستند و از بافران مهاجرت می کنند علت مهاجرتشان نبودن موقعیت شغلی مناسب در بافران است، که به راحتی با دور اندیشی لازم در این جلسات قابل مرتفع شدن است.

3- بی شک این جلسات می تواند محفل مناسبی هم برای ایده یابی در امور شهر باشد. به این معنا که بهتر بود به جای توزیع فرم نظرسنجی راجع به جلسه، راجع به مشکلات بافران و روش های رفع و رجوع آنها از حضار پرسش می شد. این افراد که (براساس تعریف دکتر بیات) اکثرشان در طبقه نخبگان قرار می گیرند بهترین و اثرگذارترین افرادی هستند که می توانند در حوزه ها و مسائل زیادی از بافران اعلام نظر کرده و برای حل آنها راه حل پیشنهاد دهند. از جمله این مسائل می توان به حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اشاره نمود. این افراد در بسیاری از حوزه ها علاوه بر صاحبنظر بودن توانایی همکاری نیز دارند که همه اینها منوط است که برگزار کنندگان همایش یک قدم جلو گذارده و این کار را آغاز کنند. شکی نیست که بافرانیان در حدی که بتوانند ( و اعتماد کنند) از هیچ گونه کمکی دریغ نمی کنند.

4- نکته بعد آنکه جلسات باید جدا از فایده برای بافران برای حضار هم مفید باشد و این امر می تواند از طریق برنامه ریزی مناسب و هدفمند برای جلسه پی گرفته شود. به عنوان مثال برای این جلسه می توان از قبل بروشورهایی را آماده نموده و به عنوان هدایای فرهنگی در هر جلسه به حاضرین داد که این بروشورها می تواند حاوی اخبار، مقالات و مصاحبه هایی راجع به بافران باشد. علاوه بر آن می توان در این جلسات دغدغه های مختلف افراد را هم شنید و برای حل و رفع آنها کوشید ( که در بند قبل آمد) و همه این موارد کمک می کند تا این افراد انگیزه بیابند برای حضورهای بیشتر و فعالانه تر.

5- نکته بسیار مهم دیگری که نباید از قلم انداخت این است که این جلسات باید در طول سال هم قطع نشود. حداقل کاری که می توان کرد تشکیل کارگروه هایی از دل این جلسات ( رسمی یا غیر رسمی) به شکل موضوعی است که از دل آنها به برنامه های اجرایی خواهند رسید، و یا میتوان از طریق شبکه های اینترنتی ارتباط افراد بایکدیگر را تسهیل نمود.( که در سایت بافران به دنبال آن هستیم)

به هر صورت این جلسه در صورتی که برنامه ریزی مناسب و هدفمندی داشته باشد منشا خیر و برکات زیادی برای بافران خواهد بود. این حقیر که تجربه ای هم در این خصوص ندارم و قلم خوبی هم برای بیان اندک نظراتم ندارم این نکات را به عنوان برخی مشکلات کلی دیدم.

 شکی نیست که خوانندگان گرانقدر که بسیاری از آنها در آن جلسه هم حاضر بودند و از اینجانب تجربه و نگاه کاملتر و جامعتری دارند می توانند از زاویه های بهتری به موضوع نگاه کنند و پیشنهادات بیشتری دهند.

لذا به عنوان فتح بابی برای " مشارکت در بحث" کلیه نظرات مرتبط با موضوع و قابل درج، که توهین نداشته باشند، را ذیل همین مطلب و درون خود مطلب می آورم. و هر یک از نظرات حداکثر طی مدت 48 ساعت در پایین هر مطلب می آید. منتظر نظراتتان هستیم.

به امید بافرانی بهتر


مشارکت در بحث:


آقای صابر عرب :

سلام

به نظر من هم این همایش اصلا در حد و اندازه بافران نبود. نمی دانم چرا این قدر وقت آدم ها را راحت به هدر می دهند. حتما باید برای سالهای بعد برنامه ریزی دقیقی انجام دهند تا همه بدانند قرار است به کجا برسیم.


یک دوست از تهران:

به نظر من باید در این مورد حتما یک جلسه برگزار بشه و توش بحث بشه که این سلسله جلسات به چه دردی میخوره... این میتونه موضوع یکی از جلسات همایش هم باشه.


+ به قلم م.ع.بافرانی در یکشنبه بیستم دی 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
آيت‌الله علي صافي برادر آيت‌الله لطف الله صافي گلپايگاني و وارث فقهي آيت الله محمد تقي بهجت بود. وي در گلپايگان رحل اقامت افكنده بود و شب گذشته در اين شهر سفر ابدي خود را آغاز كرد.



آيت الله علي صافي سال 1332 هجري قمري در گلپايگان پا به عرصه وجود گذارد.كودكي و جواني اش صرف دانش اندوزي شد . 

تا سن هجده سالگي نزد پدر و دايي بزرگوارشان مرحوم حجت الاسلام والمسلمين آخوند ملا ابوالقاسم قطب (ره) به تحصيل پرداختند و سپس به قم هجرت نمودند. دروس سطح را در محضر آيت الله آقا ميرزا محمد همداني تكميل نمودند.درس خارج را نزد عالمان بلند آوازه عصر ، از جمله آيت الله حجت و آيت الله العظمي بروجردي به پايان بردند.هوش و ذكاوت ونيروي استدلال وي در جلسه درس و مباحث حضرت آيت الله العظمي بروجردي موجب شهرت او گرديد .


آيت الله العظمي بروجردي چنان شيفته اين شاگرد درس خوان و هوشيار گرديد كه در برخي مجالس از وي ياد مي كرد و اين امر سبب شهرت ايشان در جمع طلاب علوم ديني شد و در رده برجسته ترينشان شناخته گرديد ايت الله العظمي آقاي حاج آقا علي صافي ، آثار ارزشمندي به نظم و نثر عربي و فارسي دارند كه برخي به چاپ رسيده ، شماري از آنها زير چاپ و قسمتي به صورت دست نويس است.


حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی، ارتحال مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی رحمت الله علیه را تسلیت گفتند.


متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی دامت برکاته

ارتحال اخوی مکرّم مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی رحمت الله علیه را به آن جناب و دیگر بازماندگان و به همه ی ارادتمندان ایشان بویژه مردم مومن گلپایگان تسلیت عرض میکنم.

این فقیه عالیقدر که از شاگردان برجسته ی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه بودند، عمر با برکت خود را در خدمت علم و دین گذرانیدند و امید است مشمول فضل و رحمت و مغفرت الهی بوده باشند. علوّ درجات آن مرحوم و بقاء وجود شریف جنابعالی را از خداوند متعال مسألت میکنم.

+ به قلم م.ع.بافرانی در دوشنبه چهاردهم دی 1388 ... |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
سلام

عاشورایی دیگر هم گذشت و یک بار دیگر فیض حضور در این مراسم معنوی نصیب ما گردید.

عاشورای امسال هم چونان سالهای قبل ( وچه بسا بهتر از آن) در بافران برگزار شد و به عنوان شاهد سخنم به سخن دو تن از کسانی که برای اولین بار عاشورای بافران را می دیدند رجوع می کنم که می گفتند آنقدر این مراسم در بافران در ما شور ایجاد می کند که ظهر عاشورا از خود بیخود شده و هول و هراسی عجیب در دل انسان می افکند به گونه ای که با تمام وجود احساس می کنیم واقعه ای بس شگرف در حال رخ دادن است که حتی قدسیان را نیز واداشته است تا زانوی غم دربقل گرفته و برای مظلمومیت کربلاییان بگریند.

 

عکس: وبلاگ شورا

دیگری هم می گفت حقیقتا این عاشورا از سر بافران خیلی زیاد است و من در یزد هم چنین مراسم با عظمت و ساده و بی ریایی ندیده ام. البته به گمان من این سخن او از سر نشناختن بافران و بافرانی ها و فرهنگ غنیشان است که اگر می دانست می گفت این مراسم با همه عظمتش هنوز به جایگاهی نرسیده است که بافران لیاقت آن را دارد و هنوز تا رسیدن به مراسمی در خور بافران راه زیادی پیش رو است.

 

عکس:وبلاگ شورا

به هر صورت گذشت و چه زیبا گذشت. حقیقتا ظهر عاشورای بافران انسان با تمام وجود می تواند عظمت و دردناک بودن این واقعه را احساس کند و این احساسی است که نه با فیلم به کسی منتقل می شود و نه با این چند کلمه دستخط من. خوشا به حال کسانی که بودند و توانستند قطره ای از این دریای عظیم بهره مند شوند.

و اما بعد...

در بافران سال به سال. برخی از مشکلات اجرایی  مراسم عزاداری برطرف شده و نمونه آن هم حل و فصل شدن مشکلات زنجیرزن بود که امسال بسیار زیباتر و باشکوه تر از سالهای گذشته برگزار شد. از طرف دیگر کنارگذاردن علم های صلیبی شکل و شیر نیز از موارد دیگری است که می توان به آن اشاره کرد.

هرساله اگر مشکلاتی درمراسم دیده می شد در این وبلاگ جهت رفع و اصلاح تذکر داده می شد ولی سال قبل چند نفر از ما خواستند که دیگر راجع به مشکلات ننویسیم چراکه بافرانی های خارج بافران که مطالب را می خوانند شاید ندانند که این مشکلات در برابر خود مراسم هیچ است و در نتیجه موجب بزرگنمایی این مشکلات جزیی می شود.

با همه احترامی که برای این چند عزیز بافرانی قائل هستیم ولی این نکته را یادآور می شوم که با هدفمان اصلاح است و اگر بخواهیم با مصلحت سنجی بر روی برخی مشکلات سرپوش بگذاریم شاید بعد از چند سال آن مشکل آنقدر نهادینه و ریشه ای شود که برطرف کردن آن سخت بنماید.

به هر حال امسال هم در برخی موارد مشکلاتی ( هر چند جزیی) دیده شد که چند مورد آن را نوشته ایم و ان شاء الله در آینده ای نزدیک به آنها می پردازیم. البته در اینکه خود مراسم بی نظیر است هیچ شکی نیست و این مشکلات هم در حواشی برنامه ها وجود داشت که ان شاءالله رفع شود.

البته به جهت درگیری برای راه اندازی هرچه سریع تر وبسایت بافران دات آی آر هنوز فرصت نکرده ام که آن یادداشت ها را آماده کنم و در اولین فرصت آن ها را برروی وبلاگ قرار می دهم.

بار دیگر از همگی خوانندگان وبلاگ التماس دعا دارم.

 

+ به قلم م.ع.بافرانی در چهارشنبه نهم دی 1388 ... |