جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
خوشبختانه به نظر می رسد سر و صدای انتخابات در بافران و نایین خوابیده و می توان بار دیگر و بدون هیچ گونه نگرانی از کشیده شدن به فضای سیاست زدگی به نوشتن و نقادی پرداخت. در این وبلاگ بارها پیرامون فرهنگ بافران و مشکلاتی که متوجه آن است تذکراتی داده شده و متولیان فرهنگی را مسئول امور دانسته بودیم. هم اکنون نوبت به آن رسیده تا با تقسیم بندی جامعه نخبگان فرهنگی بافران به بررسی و نقد هریک از آنها پرداخته و مسئولیت هریک را در قبال فضای بافران بررسی نماییم.
به طور کلی می توان چند دسته بندی کلی را از نخبگان در بافران انجام داد. ولی پیش از ورود به بحث می بایست این نکته را متذکر شوم که منظور از نخبه در این مطلب، کسی است که بتواند متناسب با جایگاه خود در فضای فرهنگی، اجتماعی بافران به نوعی اثرگذار باشد. در این بین داشتن شرط روشن فکری(به معنای رادیکال نبودن و اعتقاد به تکثر گرایی در حوزه فرهنگی روستا) در وهله اول از شرایط این نخبگان حذف می شود تا بتوان یک تقسیم بندی کلی و جامع را انجام داد.
در قدم بعد می بایست نخبگان فرهنگی به دسته های متناسب با موقعیت و سطح اثرگذاری هریک تقسیم نماییم که در زیر این دسته بندی ها مشخص شده اند:
روحانیون، فرهنگیان و تحصیل کرده ها، هیئات امنا و گردانندگان مساجد، حسینیه، کتابخانه، باشگاه های ورزشی و مسئولین نهادهای مختلف روستا از قبیل شورا، انجمن ها، گروه ها، کانون ها و...، دانشجویان، مسئولین و گردانندگان مراسمات مختلف، بافرانی های خارج از روستا(به دلیل نقش آنها در انتقال فرهنگ مناطق دیگر به بافران)، متمولین و در آخر افراد ذی نفوذ به جهت توانمندی های فردی.
بی شک نقش برخی از این افراد ( ونیز وظایف بر دوش آنها) پر رنگتر و اثرگذارتر است که در ادامه ضمن پرداختن به هریک از این گروه ها نقش آنها را در فضای فرهنگی بررسی می نماییم. البته همانگونه که مستحضرید به دلیل آنکه طولانی شدن مطلب موجبات ناراحتی خواننده را فراهم می کند، مطالب در این مقاله به شکل خلاصه آمده و به شکل مشروح به همراه مصادیق، مدارک، و انتقادات هر گروه در مقالات جداگانه ای به زودی ارائه می گردد.
1- روحانیون:
از دیرباز به دلیل علقه های دینی و مذهبی مردم، روحانیون و طلاب اثرگذاری زیادی روی فرهنگ و نحوه رفتار فردی و اجتماعی آنها داشته اند. اگرچه هم اکنون به دلیل کاهش پایبندی مردم به دین در برخی مناطق کشور و یا عدم اعتماد به روحانیت این اثرگذاری رو به کاهش است ولی خوشبختانه در بافران و نایین این اثرگذاری همچنان به قوت خود باقی است ولذا می توان آنها را مهمترین گروه هادی فرهنگ بافران دانست. به طور کلی طلاب علوم دینی را می توان به دو دسته تقسیم نمود. گروه اکثریت ایشان که طلبگی را بخاطر دین و علاقه به علوم دینی پی گرفته اند و هم اکنون نیز به واسطه همان علاقه و احساس وظیفه دغدغه امور فرهنگی را دارند. و دسته دوم که زیاد هم نیستند و به دلایل دیگری هم چون گذران زندگی و یا یافتن پایگاه اجتماعی و یا عدم توانایی در انجام تحصیلات عالیه به دنبال دروس حوزوی رفته اند. البته اثرگذاری این گروه نسبت به گروه اول کمتر است ولی خوشبختانه در بافران اکثریت از طلاب و روحانیون به گروه اول تعلق دارند و در نتیجه این پایگاه مهم دینی و فرهنگی همچنان به طور جدی نقش خود را در امور مختلف ایفا می نماید.
2- فرهنگیان و تحصیل کردگان:
در خصوص این قشر توضیحات زیادی وجود دارد چراکه بزرگترین قشر اثرگذار فرهنگی بافران می باشند و از گستردگی زیادی نیز برخوردارند. این گروه را می توان به دو دسته قدما و جدیدتر ها تقسیم نمود. دسته قدما که اکثرا فرهنگی می باشند(یعنی معلم، دبیر یا کارمند آموزش و پرورش اند) از آنجا که در روزگاری که سواد داشتن (حتی سیکل) ارزش زیادی داشته است جزو با سوادان روستا محسوب می شده اند، تا حدود یک دهه قبل اثرگذاری زیادی بر فضای فرهنگی داشته و حتی می توان گفت که به نوعی بازوی توانمند روحانیون روستا جهت اعمال نفوذ در فضای فرهنگی بوده اند.(که البته گاهی جای ایشان با هم عوض می شده است).اما به هر حال آرام آرام با فراگیر شدن سواد و نیز بوجود آمدن افرادی با سطوح عالیه دانشگاهی، این افراد جای خود را به دیگران دادند. اگر چه هنوز هم بسیاری از آنها موقعیت خود را به دلیل ادامه کار در حوزه های خاص فرهنگی همانند مراسمات بافران، تصمیم گیری های کلان و ریش سفیدیهای اجتماعی و خانوادگی در این عرصه ها حفظ کرده اند ولی بی شک دیگر اثرگذاری سابق را بر فضای فرهنگی ندارند و حداقل می توان گفت مستقیما در امور دخالتی ندارند.
اما دسته دوم که جدیدتر ها هستند دیگر نه تنها در سطوح معلمی و فرهنگی، بلکه در زمینه های دیگر تحصیلی دارای مدارج مختلفی می باشند. البته بسیاری از اینان حتی خود نیز متوجه اثرگذاری خود و در نتیجه بار سنگینی که بر دوش دارند نیستند. به عنوان مثال وقتی یک استاد دانشگاه در جمع خانواده و فامیل پیرامون موضوع سیاسی نظری می دهد بدون آنکه قصدی داشته باشد اثر بسیار زیادی بر نظرات بقیه دارد و زمانی که این موضوعات به بحث های اجتماعی روستا کشیده شوند این اثرگذاری شدیدتر شده وخود را بیشتر نمایان می کند.
به هر صورت این گروه در بافران نقش مهمی را در حوزه فرهنگ فردی و اجتماعی مردم ایفا می کنند. از طرف دیگر زمانی پی به اهمیت آنها می بریم که بدانیم افراد دارای تحصیلات عالیه(دانشگاهی) درصد بالایی از مردم بافران را دربرمی گیرد. به نحوی که اگر سرشماری در زمانی (مثل عاشورا) که مهاجرین در بافران هستند صورت گیرد شاید این نسبت به بیش از 30 درصد برسد که نسبتی بسیار بالا است و اینجانب جایی را سراغ ندارم که اینچنین شرایطی در آن حکمفرما باشد.
از طرف دیگر از آنجا که این افراد تحصیلکرده اعضای اصلی تشکیل دهنده گروه ها و عهده دار اکثر امور اجرایی روستا می باشند لذا از آن جهت نیز میزان دخالت آنها در امور زیاد می باشد که نمونه بارز آن شورای اسلامی روستا، کانون ها و تشکلهای دینی و ... ، هیئات امنای انجمنها و مساجد و نیز مدیریت اجرایی برنامه های خاص چون عزاداری ها، ساخت و سازها و ... می باشند.
بنابراین شاید این نتیجه گیری اشتباه نباشد که این گروه بیشترین تاثیر را از نظر کمی در سطح روستا در همه جنبه ها بالاخص جنبه های فرهنگی دارند و لذا می توان دلیل بسیاری از مشکلات و یا موفقیت ها را در این گروه و عملکرد آنان جستجو کرد که در مقالات بعدی مفصل شرح داده شده و مصادیق آن بیان می گردد.
3- هیئات امنا و گردانندگان مساجد، حسینیه، کتابخانه، باشگاه های ورزشی و مسئولین نهادهای مختلف روستا از قبیل شورا، انجمن ها، گروه ها، کانون ها و...:
در حقیقت این افراد که شاید بسیاری از آنها در گروه های بالا هم جای دارند صرفا به دلیل موقعیت حقوقی خود در این مناصب در وهله اول بر سیاست های فرهنگی مجموعه تابعه و در وهله دوم بر کل فضای فرهنگی بافران اثرگذار هستند. به عنوان مثال گردانندگان کتابخانه و مجتمع نیستانی به شکل مستقیم تعیین کننده برنامه ها و خط مشی های این نهاد هستند که در صورت عملکرد درست و یا اشتباه به سرعت اثر آن بر جامعه مخاطبین ایشان و سپس همه مردم دیده می شود.
در حقیقت در اختیار داشتن منابع لازم، داشتن توانایی های فردی بالا(در اکثر موارد)، اثرگذاری در حوزه های مختلف دینی، فرهنگی، اجتماعی، عمرانی، سیاسی و حتی گاها فردی مردم و بسیاری مزایای دیگر این افراد را به یکی از گردانندگان اصلی فضای فرهنگی روستا در لایه های بالایی آن تبدیل کرده است.
4-جوانان و دانشجویان:
از آنجا که شاید به دلیل شغل و یا تغییر نگرشها داشتن تحصیلات دانشگاهی یک مزیت به شمار می رود میزان علاقه به رفتن به دانشگاه در دهه اخیر افزایش چشمگیری داشته است و در نتیجه هم اکنون گروه زیادی از جوانان بافرانی دانشجو هستند و شاید بالا بودن جامعه آماری آنها یکی از دلایلی بوده است که موجب شده تا آنها را در یک گروه جداگانه بررسی نماییم.
اما این همه ماجرا نیست! این گروه علاوه بر داشتن درصد بالایی از جمعیت خصوصیات دیگری را نیز دارند که موجب شده تا سطح اثرگذاری آنها بالا رود. اولین مورد به علت سن آنها و جوان بودنشان است که باعث شده تا شور و شوق جوانی به مثابه نیروی محرکی برای فعالیتهای اجتماعی آنها محسوب شود. از موارد دیگر می توان به پتانسیل بالای این افراد در تشکیل گروه ها یا گرته های غیر رسمی برشمرد. نمونه این گروه ها را می توان هم در مسائل مثبت و هم در مسائل ناپسند مشاهده کرد. بعنوان مثال در مسجد جامع می توان دسته ها و جمع های دوستانه جوانان و نوجوانان را مشاهده نمود
این گروه دانشجو به دو گونه بر فضای فرهنگی روستا اثر می گذارند: اولین شکل آن برگزاری برنامه ها و نیز اداره امور اجرایی فرهنگی می باشد که در سالهای اخیر بیشتر شده است و نمونه آن هم برگزاری مراسم تقدیر از پیرغلامان اباعبدالله الحسین علیه السلام می باشد که تماما توسط گروه های جوان طرح ریزی و اجرا شد.
دومین شکل اثرگذاری آنان ایفای نقش ناقل فرهنگی می باشد. از سویی بسیاری از آنان به واسطه تحصیل در شهر های دیگر وآشنایی با فرهنگ های مختلف بیشترین اثر را به شکل مستقیم بر اطرافیان و به شکل غیر مستقیم بر خانواده دارند، و از سوی دیگر اشنایی این قشر به ابزارهای جدید ارتباطی چونان اینترنت و اثرپذیری از فضای آن نیز باعث شده تا سرعت انتقال یک عادت یا فرهنگ خاص از یک شهر به دیگری به شدت افزایش بیابد.
5-مسئولین و گردانندگان مراسمات مختلف:
در بافران به مناسبت های گوناگون مراسم های مختلفی چون جشن، عزاداری، همایش، جلسات سخنرانی، مسابقات ورزشی و ... برگزار می شود که تعداد آنها بسیار بالا است و حتی به جرأت می توانم بگویم که تعداد و کیفیت آنها در سطح شهرستان بی نظیر است. نوع، نحوه و سطح اجرایی این برنامه ها همگی وابسته به برگزارکنندگان آنها می باشد که گاها یک شخص یا گروه و گاها افراد مختلف با سلیقه های گوناگون هستند. از طرف دیگر خود همین مراسمات به بستری برای ایجاد تعاملات مثبت یا منفی در حوزه فرهنگ تبدیل شده اند که به عنوان نمونه می توان به برخی اختلافات ناچیز در حواشی عزاداری ها اشاره کرد.
6-بافرانی های ساکن سایر شهرها:
بافرانی های مقیم خارج بافران به علت توانایی زیادی که در انتقال فرهنگ مناطق مختلف به بافران دارند حائز اهمیت بسیاری هستند. اگر خانواده ای را تصور کنیم که در شهر دیگری چون تهران زندگی می کند با آمدن آنها در مواقع خاص مثل عاشورا به بافران و نقل و انتقال داده های فرهنگی به شدت بر سایر فامیل و بستگان اثر می گذارد. از طرفی زندگی وی در فضایی که از نظر تعاملات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با بافران تفاوت زیادی دارد و تاحد زیادی خشن است موجب می شود تا حتی به شکلی ناخواسته در بلندمدت اثرات زیادی را بر فضای اطرافیان خود داشته باشد که با ایجاد جزایری چند تکه وبزرگ شدن آنها این فرهنگ یا عادت خاص در همه مردم روستا نهادینه شده و به شکل سنت در می آید. البته ناگفته نماند که این تعاملات فرهنگی اثرات مثبتی نیز دارد و شاید از بین رفتن بسیاری از سنن و عادات اجتماعی نابجا به واسطه نقش همین گروه باشد.
7-متمولین:
متمولین و سرمایه داران بافرانی نیز به علت در اختیار داشتن امکانات مالی یکی از گروه های اثرگذار بر فضای فرهنگی روستا هستند و مشخص است که در صورتی که این افراد بخواهند می توانند با سرمایه گذاری در بخش های خاص موجبات اثرگذاری های شدید در حوزه های اجتماعی را فراهم کنند. یک نمونه بارز آن را می توان ساخت مرکز فرهنگی نیستانی بافران دانست که نقش آن در حوزه فرهنگی بر همگان پوشیده نیست.
8- آخرین گروه به افرادی تعلق دارد که به واسطه دلایل دیگری که نام توانمندی فردی را بر آن می نهم توانسته اند در فضای بافران اثرگذار باشند. اکثر ریش سفیدها و بزرگان خاندان ها را می توان در این گروه طبقه بندی کرد.
سخن به درازا کشید. همان گونه که دیده شده گروه ها وافراد زیادی بر فضای بافران اثرگذار بوده و می توان آنها را نخبگان فرهنگی روستا برشمرد. حال سوالی که مطرح می شود این است که حوزه های اثر این افراد تا چه حد در بافران پررنگ است؟ و چرا با وجود این اقشار همچنان مشکلات عدیده فرهنگی(گاها) در بافران به وجود می آید؟ و چرا با وجود پتانسیل بسیاربالای بافران در تبدیل شدن به الگوی فرهنگی و فرهنگ ساز منطقه هیچ اتفاقی در این خصوص را شاهد نیستیم؟ این سوالات و بسیاری سوالات دیگر وجود دارد که پاسخ به آن ها را به مقالات بعدی واگذار می نماییم. علاوه بر آن برای هریک از آنها مصادیقی نام برده و به بررسی آن می پردازیم.
+ به قلم م.ع.بافرانی در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 ...
|